سلام ای مهربان پروردگار پاک وبی همتا
خدایا جز تو ایا مهربانی هست؟
گرچه پیمان خودم را باتو بشکستم
نمی شد باورم اما٬چه زیبا باز من را سوی خود خواندی
عزیزا.من گمان کردم که دیگر راه برگشتی برایم نیست
خداوندا مرا البته می بخشی
گمان کردم به جرم غفلت ازتو
مرا راندی ودر را ٬پشت سر بستی
حبیبا٬باورش سخت است
اماتو مرا اینک برای اشتی خواندی؟؟!!
به پاس اشتی باتو اینک
من خدایا عهد میبندم
از این پس بی شکایت دوست خواهم داشت
بی توقع مهرمی ورزم
خدایا سینه ام را رحمت پاک گشایشی مرحمت فرما
به لبهایم تبسم را
به چشمم نور پاکت را
به قلبم مهرورزی را
خداوندا بلندای دعایت را عطایم کن
تو معشوق همه عالم
از این پس عاشقی را پیشه ام فرما
خدایا راستش من ادمیزادم
گاه گاهی که گناهی میکنم
طغیان مپندارش
کریما من گناه بنده ای دارم
تو بخشایشی کن یا کریما
ایا امید بخششم بی جاست؟؟؟؟
شعر از ناشناس
+
نوشته شده در ساعت توسط حسينعلي كيخا
|