تبليغاتX
مـهـرورزی
مـهـرورزی ودوستی با مردم نصف عقل است امام موسی کاظم(ع)


تابناک: در ماه گذشته كه به دعوت نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه سيستان براي ايراد سخنراني در جمع دانشجويان دانشگاه زاهدان و خاش به زاهدان رفته بودم، در اين مدت كوتاه كه در اين استان ميهمان بودم، اخبار غيرمنتظره‌اي شنيدم كه باور آن برايم بسيار سخت بود اما دردناك‌تر آن بود كه قضيه از حد اين چند خبر فراتر و ريشه‌دارتر است و به قول معروف، «مشت نمونه خروار است»!

 

 

 

گرفته شده از:       http://lakzaee.blogfa.com/                         به نقل از تابناک



ادامه مطلب


+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


سلام خدمت تمامی دوستان وبازدید کنندگانی که در پیشرفت این وبلاگ به نوعی تاثیر گذار بوده اند

واما امروز آمدم تا برایتان پستی دیگر را نمایش دهم که برای همگان عبرت آموز وجذاب هست.

چند روز پیش که در محضر چند تن از دوستان بودیم شخصی این اتفاق( که در زیر آمده )را برایمان بازگو

کرده واین عکسها را به ما نشان داد که دوستان برای اینکه اطمینان حاصل کنند به عکسهایی که از حرم

مطهر حضرت نبی(ص)گرفته بودند را جمع آوری کرده وبه این امر رسیدیم.

 خودتان تماشا کنید:

در جریان تخریب قبرستان بقیع ،یکی از وهابیون برای تخریب گنبد مطهر

رسول الله(ص)وبمب گذاری به بالای گنبد ایشان می رود.ولی در اثر برخورد

صاعقه همان جا خشک میشود بعد ها وهابیون هر چه تلاش میکنند تا

جسد این شخص را جداسازند موفق به این کار نمیشوند وبه اجبار ان جسد

را اینگونه پنهان میکنند تا مایه ی عبرتی شود برای دیگران.

لازم به تذکر است که خدا اصحاب اربهه را که قصد تخریب خانه خدا را

داشتند نابود نکرد ولی در زمان مروان که حجاج خانه خدا را تخریب کرد آنان

را عذاب نکرد واین مصداق این شعر است:

 

لطف حق با تو مداراها کند               چون که از حد بگذرد رسوا کند

 

 

 

 



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


در همین چارچوب رییس خبرگزاری جمهوری اسلامی سیستان و بلوچستان با حضور منزل شهید ضامن گفت: این شهید بزگوار در دو جبهه مقابله با تهاجم دشمن بعثی و عرصه حساس اطلاع‌رسانی حضوری شایسته و تاثیرگذار داشت.

جلال اسکندری در دیدار با خانواده مرحوم راهدار نیز گفت: مرحوم راهدار خبرنگار پرذوق و توانمند ایرنا با قلم توانای خود در عرصه خبر و اطلاع‌رسانی نقش مهمی در انعکاس اخبار و رویدادهای سیستان و بلوچستان ایفا کرد.

وی ادامه داد: مرحوم راهدار همواره برای برقراری ارتباط میان مردم و مسوولان و تبیین مسایل و مشکلات منطقه با دل و جان و علاقه‌مندی تلاش شایان توجهی از خود نشان می‌داد.

او تاکید کرد: با وجود گذشت چهار سال از درگذشت مرحوم راهدار خلاء او در جمع همکاران مرکز زاهدان همچنان احساس می‌شود ولی یاد وی همواره در نزد خبرنگاران و همکاران ایرنا زنده و جاوید است.

وی ادامه داد: با توجه به اهمیت این منطقه از کشور و وجود تنوع قومی و مذهبی در استان، خبرنگاران نقش مهمی در مقابله با این تهاجم دارند و سربازان خط مقدم مبارزه با دشمنان محسوب می‌شوند.

معاون اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان نیز در این دیدارها جایگاه و رسالت خبرنگاران را در جامعه مهم توصیف کرد.

ابراهیم پودینه گفت: نقش خبرنگاران و رسانه‌های ارتباط جمعی در انعکاس واقعیتها، ظرفیتها و استعدادهای استان قابل توجه است.

او بیان کرد: خبرنگاران و فعالان عرصه اطلاع‌رسانی با ایمان و اعتقاد راسخ در صحنه‌های مختلف حضوری فعال دارند و در راه آگاه‌سازی و مقابله با توطئه‌های دشمنان از هیچ کوششی دریغ نمی‌کنند.

رییس روابط عمومی استانداری سیستان و بلوچستان نیز گفت: رسانه‌های ارتباط جمعی و خبرنگاران همگام و همراه با مسوولان در توسعه و آبادانی جامعه نقش دارند.

علیرضا براهویی بیان کرد: شهادت شماری از خبرنگاران در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل و مقابله با توطئه‌های دشمنان نظام نشانگر حضور صادقانه این قشر در عرصه‌های مختلف است.

طی این دیدار لوح تقدیر و هدایایی به رسم یادبود از سوی رییس خبرگزاری جمهوری اسلامی و معاون مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان به خانواده‌های مرحوم "راهدار" و شهیدان "ضامن و ذوالفقاری" اهدا شد.

مرحوم عوض راهدار خبرنگار ایرنا مرکز زاهدان سال 1382?حین برگشت از ماموریت خبری در سانحه تصادف رانندگی جان به جان آفرین تسلیم کرد.

شهید حسین ضامن خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی سیستان و بلوچستان نیز سال1364?در جبهه‌های جنگ با نیروهای بعثی صدام به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

به گزارش ایرنا، شهید محسن ذوالفقاری از خبرنگاران "باشگاه خبرنگاران جوان" سیستان و بلوچستان هم در حادثه سال1384?تاسوکی توسط اشرار به شهادت رسید.?

 

 

خدا لعنت کند ان جانیان از خدا بی خبر را

وعقلی بدهد به این مسئولان بی غیرت

 

گرفته شده از:   http://lakzaee.blogfa.com/



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


خوب همونطور که میبینید در الهامات جدید که به وهابیون رسیده دست دادن با اینطور اعجوبه ها هیچ مانعی ندارد و واجب است.

واقعا عجیبه اون از ادعای اسلام ومسلمانی که هیچ کس رو مثل خودشون نمیدونن وخودشون رو فرزند پیامبر دارن

اینم از اطاعت کردن دستورات پیامبر

 

 





گرفته شده از سایت خبری:تابناک



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


 «محمد تیجانی سماوی» برای بعضی‌ها یک وجود خیالی است، شخصیتی که ساخته و پرداخته شیعیان است، اما کسی که در هتل لاله تهران ملاقات شد واقعیتی به لطافت خیال بود، مهربان متواضع و بسیار روشنفکر، متبسم و محاسنی کم که با گشاده‌رویی، یک ساعت مصاحبه را پذیرفت.

محمد تیجانی السماوی در ایران با کتاب «آنگاه هدایت شدم» شناخته می‌شود کتابی که شرح چگونگی شیعه شدن وی را از مذهب مالکی اهل تسنن روایت کرده است، تیجانی اما به جز آنکه در دعوت به مذهب حقه جعفری کوشا است و خود تصریح می‌کند که این کار تمام زندگیش است دارای ابعاد شخصیتی برجسته و درس‌آموزی است.

محمد تیجانی السماوی که 70 سالگی خود را پشت سر می‌گذارد، مدرک دکترای خود را از سوربن اخذ کرده و به فرانسه مسلط است، تیجانی به شدت با قشری‌گری مخالف است و جوانان مسلمان را به مطالعه و کند و کاو در دین دعوت می‌کند.
سید محمد تیجانی سماوی تمام تحولات ایران را زیر نظر دارد و گویی در ایران زندگی می‌کند او حتی رزمایش‌های نظامی را هم پیگیری می‌کند، چه برسد به مسایل هسته‌ای.

این گفت وگو در هتل لاله تهران به کوشش فارس نیوز انجام شد که مشروح آن را درپی می‌خوانید.

فارس: لطفا خود را به اختصار معرفی کنید؟
به اختصار! همه زندگی‌ام به اختصار بوده، حتی ولادتم به اختصار بوده است؛ درود و سلام بر خاتم انبیاء محمد مصطفی صلی‌الله علیه و آله و سلم و آل پاکش، با درود و سلام بر شما و همه شنوندگان در همه نقاط جهان، درباره زندگی مختصرم باید بگویم من محمد‌التیجانی السماوی از جنوب تونس هستم و همواره می‌گویم اصلا‌ عراقی‌‌ام و در تونس متولد شده‌ام. اصل ما از «سماوه» عراق و از عراقی‌هایی هستیم که در زمان عباسیان از ترس کشتار به شمال آفریقا مهاجرت کردند.

فارس: از تحصیلاتتان بگویید.
تحصیلات آغازین خود را طی دو یا سه سال در یکی از شعبه‌های دانشگاه زیتونه گذراندم و پس از استقلال تونس و بسته شدن دانشگاه زیتونه به مدارس فرانکو عربی (فرانسوی عربی) رفتم و پس از فراغت از تجصیل برای طی مدارج علمی بالاتر وارد دبیرستان شدم و به تحصیل در مرحله پیش‌دانشگاهی پرداختم.

در پایان این دوره، استادیار مؤسسه پیش‌دانشگاهی شهر «یوبسای» شدم و حدود 17 سال به تدریس پرداختم و پس از آن از وزارت آموزش و پرورش درخواست مرخصی کردم تا در فرانسه به تحصیل بپردازم و وارد دانشگاه «سوربن» و مؤسسه تحصیلات عالی در پاریس شدم و بیش از 8 سال به بررسی و تطبیق میان ادیان؛ ادیان توحیدی سه‌گانه پرداختم و پس از گرفتن لیسانس تحقیقات تخصصی در این زمینه از دانشگاه سوربن فارغ‌التحصیل شدم و نیز موفق شدم در رشته فلسفه و علوم انسانی و پس از آن در رشته تخصصی تاریخ و مذاهب اسلامی از این دانشگاه دکترای درجه 3 و سپس دکترای بین‌المللی بگیرم.

فارس: تز دکترایتان چه بود؟
نام تز دکتری من در این دانشگاه، «اندیشه اسلامی در نهج‌البلاغه» اثر امام علی (ع) بود. شما به نهج‌البلاغه و ارزش زبانی و ادبی آن آگاه هستید. ترجمه این کتاب به زبان فرانسه بسیار سخت است زیرا حتی شارحان و مفسران عرب نیز در شرح و تفسیر واژه‌ها و جملات امام علی (ع) با سختی‌هایی برخورد کرده‌اند تا آنجا که ابن ابی الحدید گفته است این کتاب و سخنان آن بالاتر از سخن مخلوق و پایین‌تر از سخن خالق است.

من نیز در ترجمه این کتاب به زبان فرانسه با دشواری‌های بزرگی روبرو شدم زیرا در سوربن رساله دکترا جز به این زبان پذیرفته نمی‌شد. پس از این دوره، یک سال در دانشگاه سوربن و 3 سال هم در مؤسسه بالزاک در پاریس به تدریس پرداختم و بعد از آن به نوشتن و تالیف روی آوردم که تاکنون 11 کتاب تالیف کرده‌‌ام. اولین این کتاب‌ها، کتاب معروف «سپس هدایت شدم» است که به 14 زبان دنیا ترجمه شده و نام آخرین آنها این است، «دعوت کننده به سوی خدا را اجابت می‌کنم.»

فارس: در کدام یک از مذاهب اهل سنت بودید و نقطه تحول و عاملی که باعث شد به مذهب شیعه دوازده امامی گرایش یابید و کتاب معروف «آنگاه هدایت شدم» را بنویسید چه بود؟
این گرایش، داستانی طولانی دارد که در کتاب مذکور به بیان آن پرداخته‌‌ام، اما در اینجا آن را به اختصار می‌گویم. من در سال 1964 در کنفرانسی مربوط به عرب‌های مسلمان در مکه شرکت کردم به همین خاطر تحت تاثیر وهابیت بودم از همین جا به این مذهب گرایش یافتم اما وقتی که تصمیم گرفتم به عربستان بروم و حج عمره را به جای آورم در کشتی با یکی از شیعیان آشنا شدم که در بغداد استاد دانشگاه بود.

فارس: از دیدار با این عالم شیعه بیشتر بفرمایید.
این دیدار سودمند بود زیرا وی عامل ارتباط من با علمای نجف و آشنایی با آنان شد و از طریق ایشان دریافتم آنچه درباره شیعیان گفته می‌شود همه خرافات و سخنان بیهوده و تبلیغات است. پس از این، به بحث با آنان پرداختم و این بحث سه سال طول کشید، پس از این سه سال بحث، دقت و مقایسه دریافتم مذهب اهل بیت مذهب صحیح است و شیعیان به خاطر پیروی از اهل بیت برحق و در راه حق‌اند به همین دلیل شیعه را پذیرفتم و به آن روی آوردم و آغاز به تبلیغ و نشر آن کردم و به نوشتن در این زمینه پرداختم تا اهل بیت را بدین شیوه که من کشف کردم و دریافتم معرفی کنم.

فارس: یعنی یک شیوه علمی برای انتخاب دین؟
بله! این شیوه آشنایی من با اهل بیت برخلاف کسانی که شیعه به دنیا می‌آیند و برخلاف کسانی که آن را به ارث می‌برند، تقلیدی و موروثی نبود بلکه از شیوه‌‌ای کاملا علمی و از طریق بحث و بررسی حاصل شده بود. من معتقد به مذهب مالکی بودم و جعفری شدم یعنی به مذهب امام جعفر صادق (ع) روی آوردم زیرا دریافتم مذهب جعفری مذهب حق است و این، پس از 3 سال بحث و بررسی به دست آمد.

فارس:یکی از دوستان اهل تسنن من در دوره دانشجویی که اهل جزایر کومور بود می‌گفت استاد تیجانی پس از گرایش به شیعه و تالیف کتاب «آنگاه هدایت شدم» کتاب دیگری نوشته و در آن به مذهب اهل سنت بازگشته آیا این را تایید می‌کنید؟
اینها همه تبلیغات سعودی‌ها و وهابی‌ها است، زیرا انسان وقتی در دعوت و مذهب خود قوی باشد، درباره او حرف و حدیث و شبهات زیادی به وجود می‌آید. من از این دست افراد بودم با گرایشم به شیعه سر و صدای زیادی ایجاد کردم و باعث شدم شبهات زیادی به وجود بیاید.

ابتدا مرا انکار کردند و گفتند این کسی که نامش بر روی کتاب آمده شخصیتی خیالی است که وجود خارجی ندارد و کتاب را علمای شیعه نوشته‌اند و نام خیالی با عنوان تیجانی سماوی بر آن گذاشته‌اند. که این ماجرا بسیار طولانی است و قصه‌های زیادی دارد. سپس گفتند این کتاب حاصل کار اسرائیلی‌ها است. تا مردم را در برابر دین خود دچار تردید کنند. گاهی هم گفتند تیجانی پس از اعلام تشیع، مرتد شده و نیز گفتند او نه شیعه و نه سنی است. من به شکر خدا بر اصل خود ثابت هستم و علاوه بر این به دعوت خود به تشیع ادامه می‌دهم و این دعوت پایان‌پذیر نیست.

فارس: درباره تشیع چند اثر دارید؟
در حال حاضر 11 کتاب برای نشر و گسترش مذهب اهل بیت و دفاع از آن نوشته‌‌ام و در آنها به بیان حقانیت آنها و وفادارای به آنها که بسیاری از اهل سنت از آن غافلند پرداخته‌‌ام و به یاری خدا بی‌هیچ کاستی و کوتاهی به این امر ادامه می‌دهم. خلاصه باید گفت آنچه علیه من گفته شده همه تبلیغات است.

فارس: مهمترین عالم شیعه که بر شما تاثیر گذاشته چه کسی بوده است؟
مهمترین عالمی که بر من تاثیرگذاشت «محمد باقر صدر» بود که مدتی طولانی با وی زندگی کردم و با او بسیار بحث و تبادل نظر کردم که شرح آن در کتاب «آنگاه هدایت شدم» آمده است. ایشان نمونه و الگوی بزرگی در اخلاق بود و بیش از هر چیز مرا با اخلاق پسندیده و تواضع خود و پس از آن با علم خویش جذب کرد زیرا بسیار عالم بود و برای هر سؤالی که می‌شد از قرآن و سنت نبوی پاسخ‌های قانع کننده‌ای داشت و بسیار بر عقل و خرد تکیه داشت. من همیشه می‌گویم اولین بار و بیش از عالم دیگری از محمدباقر صدر تاثیر پذیرفته‌ام. پس از صدر نیز تحت تاثیر شرف‌الدین موسوی در کتاب «المراجعات» و «النص و الاجتهاد» و بسیاری از تالیفاتش بوده‌ام.

فارس: شما با امام موسی صدر هم ملاقات داشته‌اید؟
خیر! با ایشان ملاقاتی نداشته‌ام.

فارس: از نظر شما مهمترین مساله فرهنگی جهان اسلام چیست؟
مهمترین مساله فرهنگی جهان اسلام از نظر من وحدت و اتحاد مسلمین است و ترک نژادپرستی، تعصب، کشمکش و درگیری میان مسلمانان بهترین راه رسیدن به وحدت است.

فارس: بیشتر توضیح می‌دهید؟
البته! بسیار دردناک است که می‌شنویم این روزها «قرضاوی» و امثال او دست به اقداماتی می‌زنند. «قرضاوی» که از علمای مشهور است و میلیون‌ها مسلمان به سخنان و اظهارات وی گوش می‌کنند و الجزیره او را قطب ربانی جهان اسلام معرفی می‌کند، مدتی است به شیعیان حمله می‌کند و درگیری‌های طایفه‌ای را به راه می‌اندازد. مهمترین مشکل از نظر من این است که برادران ما در میان علمای اهل سنت باید با این حقیقت آشنا شوند و حداقل بحث و بررسی مذهب شیعه را بپذیرند و با حق و حقیقت به این امر بپردازند و تحت تاثیر تبلیغات و اظهارات خارج از آن مانند همین «قرضاوی» که می‌گوید قرآن شیعیان با قرآن ما تفاوت دارد، قرار نگیرد.

مشکل بعدی همین اختلافات و درگیری‌های طایفه‌ای است که برخی علما به راه می‌اندازند و فتوی می‌دهند که برای پیروزی حزب‌الله حتی نباید دعا کرد زیرا اعضای آن شیعه‌‌اند. این مهمترین مشکل فرهنگی است که در روند حرکت جهان اسلام و رشد و نمو آن خلل ایجاد می‌کند و ملت‌ها و امت اسلامی را از پیشرفت و شکوفایی باز می‌دارد.

فارس: علت این اختلافات و کینه‌ورزی‌ها چیست؟
اینها همه برخاسته از نوعی جمود فکری، عقب‌ماندگی ذهنی و پذیرش شایعات بدون تحقیق است در حالی که خداوند تعالی به ما در این باره هشدار داده و فرموده است «یا ایهاالذین آمنوا اذا جاءکم فاسق بنبا فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین» با وجود این، مسلمین بر هیچ تحقیقی و بدون آنکه برای تمییز میان حق و باطل تلاش کنند، شایعات را می‌پذیرند. اما با وجود این همه هیاهو که از این جا و آن جا بر می‌خیزد، فرد با بصیریت و آگاهی، می‌داند که پیروزی نزدیک است و خداوند سبحان هم‌چنانکه وعده کرده، حکمت و تدبیرش در حال نمایان شدن است زیرا او فرموده که نورش را کامل و نمایان خواهد کرد حتی اگر کافران نپسندند.

فارس: وضع شیعیان الآن چگونه است؟
شیعیان اینک وضعیت خوبی دارند زیرا بسیاری از علمای اهل سنت و بسیاری از طلبه‌های سنی مذهب اهل بیت را مطالعه و بررسی قرار می‌دهند و آن را می‌پذیرند و بدان می‌گروند زیرا مذهب اهل بیت پایه و اساس و مذهب حقیقی اسلام است و هر آنچه جز این مذهب باشد، انباشته و پیرایه‌ای از سخن است که سیاست وارد آن شده و سیاست همچنانکه می‌دانید همه چیز را فاسد می‌کند. یکی از پیشینیان گفت خداوند سیاست و سیاستمداران را لعنت کند زیرا سیاست در هر چیز وارد شود آن را فاسد می‌کند.

فارس: یعنی شما به جدایی دین از سیاست معتقدید؟
منظور من انحراف سیاسی است، سیاست اموی -عباسی که اعتقادات دینی را از بین می‌برد و آن را به امور صرفا سیاسی تبدیل می‌کند. برای مثال همین مذهب شیعه که اهل سنت می‌خواهند آن را تنها گریش سیاسی معرفی کنند و می‌گویند تشیع تنها پس از شهادت امام حسین (ع) به وجود آمده است در حالی که شیعیان از زمان پیامبر (ص) معروف بوده‌‌اند زیرا خود پیامبر به حضرت علی (ع) اشاره کرد و گفت تو و شیعه‌ات و این در زبان عربی یعنی دوستداران و یاری کنندگان تو. این در قرآن هم آمده است.

اهل سنت می‌خواهند شیعه را گریشی صرفا سیاسی معرفی کنند به همین خاطر می‌گویند زمانی که یزید با امام حسین (ع) جنگید طایفه‌ای برخاستند تا انتقام بگیرند به همین خاطر شیعه مساله‌ای کاملا سیاسی است و به دین و اعتقاد ربطی ندارد در حالی که ما می‌گوییم نه شیعه مساله‌ای اعتقادی و از اصول اسلامی است پیش از آنکه سیاسی باشد.

فارس: هدف نهایی اینها چیست؟
آنان می‌خواهند چهره اعتقادات دینی ما را خدشه‌دار کنند و آن را با امور سیاسی مرتبط بدانند زیرا امور سیاسی ثابت نیست و دائما در حال تغییر است و سیاست غالبا نیرنگ، نفاق و امور بیهوده است اما امور دینی بر پایه متون الهی، قرآنی و نبوی استوار است و کسی نمی‌تواند آن را تغییر دهد، یا چیزی دیگری را جایگزین آن کند.

فارس: نظر شماره درباره شیعیان ایران در مقایسه با شیعیان عرب و دیگر کشورها چیست؟
قطعا میان آنها تفاوت‌هایی وجود دارد. البته میان اصول و فروعی که بدان معتقدند تفاوتی وجود ندارد اما ناگزیر آنچه شیعه فارسی از آن پیروی می‌کند با آنچه شیعه عرب تبعیت می‌کند و نیز اعتقادات این دو تا حدی با هم تفاوت دارند که این خود برخاسته از درک متون عربی توسط شیعیان ایرانی است. زیرا از آنجا که زبان شیعیان ایران فارسی است آنان نمی‌توانند آن را تمام و کمال درک کنند و به عبارت دقیق‌تر شیعیان ایران آن قدر که به خاطر بسیاری از امور روایی تعصب به خرج می‌دهند برای اموری که بر متون و برای مثال متن قرآن استناد دارد، متعصب نیستند.

فارس: ممکن است سخن خود را با مثال روشن کنید؟
مثلا در ایران برخی به خاطر ابولؤلؤ جشن می‌گیرند زیرا او کسی است که عمر بن الخطاب را کشت، این امر فارسی است و عرب به آن اهمیتی نمی‌دهد. من از شیعه با ویژگی عربی آن دفاع می‌کنم.

فارس:چرا از جنبه عربی آن دفاع می‌کنید؟
زیرا همه مردم تلاش می‌کنند شیعه را مذهبی فارسی معرفی و آن را با ایرانی‌ها جا بیاندازند مثلا وزیر امور دینی تونس در کتابی آورده که اصل تشیع فارسی است زیرا فارس‌ها به پادشاهان خود جنبه الوهیت می‌بخشیدند. و اینک آنان با امامان خویش چنین می‌کنند و بدین ترتیب شیعه از طریق فارس‌ها وارد اسلام شده و فارسی است و نیز همسر امام حسین (ع) فارس بوده است.

فارس: یعنی قصد دارید جلوی این انحراف و شبهه دشمنان را بگیرید؟
بله ! من می‌خواهم بگویم شیعه فارسی نیست بلکه حرکت و آغازی عربی داشته است و حتی فارس‌ها و ایرانی‌هایی مانند امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای سید و از سلاله پیامبرند. من می‌خواهیم بگویم اصل تشیع، تشیع عربی است و شیعیان عرب اصل شیعه‌اند و در صدر اسلام، عمار بن یاسر، مقداد و ابوذر غفاری بودند و در میان آنان سلمان فارسی هم بود.

آری شیعه چه بسا از همین‌ها و از اولین صحابه پیامبر آغاز شده اما ایرانی‌ها به آن ویژگی‌های خاصی دادند در حالی که ما می‌خواهیم به مردم بفهمانیم شیعه و تشیع در اصل عربی است و حتی بسیاری از عالمان فارسی و ایرانی اصلشان عربی و از سلاله پیامبر اکرم (ص) بوده است و همین امام خمینی سید و اصلش عربی از سلاله پیامبر بوده اما شرایط اجتماعی و سیاسی آنان را واداشته به ایران سفر کنند و پدر و مادرش او را در ایران به دنیا آوردند و می‌گویند او ایرانی است.

مثلا همین حکیم در عراق یا امام‌موسی صدر و دیگران را نمی‌توان به خاطر شیعه بودنشان ایرانی دانست زیرا آنان به داشتن عمامه سیاه سید و از نسل پیامبرند. مردم باید این را بدانند باید بدانند که اصل شیعه عربی و از پیامبر (ص) است و از طریق اصحاب ایشان جریان یافته است. من در کتابی که اخیرا نوشته‌‌ام آورده‌ام که چه اشکالی دارد پیشوایان عرب‌های سنی فارس باشند در حالی که برعکس ایرانیان فارسی زبان امامانشان همه عربی است و آنها علی بن‌ ابی‌طالب (ع) و نوادگان وی هستند این قضیه دقیقا برعکس است و شیعیان همگی کسانی را امام قرار می‌دهند که اصلشان عربی است و اهل سنت فارس‌ها را امام خود قرار می‌دهند.

فارس: یعنی علمای زبده اهل تسنن ایرانی هستند؟
بله! «ابوحنیفه» فارسی است. «ترمذی» فارس است و «ابن ماجه»،« بخاری»، «مسلم»، «غزالی» و «ابن سینا» جزء فارسیان هستند. بسیاری از علما و امامانی که اهل سنت به آنها وفا دارند فارس هستند اما با وجود این تلاش می‌کنند شیعه را به فارس بچسبانند.

فارس: به نظر می‌رسد پس از انقلاب اسلامی، تشیع در جهان منتشر شد؟ نظر شما چیست؟
باید بگویم آری چنین است. برای مثال من و همین شاگردم (اشاره به مرد میانسالی که فارسی هم بلد است) و بسیاری از شیعیان در تونس، تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در انزوا بودیم اما پس از پیروزی انقلاب به رهبری امام خمینی که بسیاری عاشق او بودند، مردم به سؤال درباره شیعه و تشیع پرداختند و بر شکوه و عظمت آنان در تونس افزوده شد.

مردم پیش‌ ما می‌آمدند و می‌گفتند امام خمینی شیعه بود و ما می‌خواهیم درباره شیعیان بدانیم. خداوند شیعیان را در مبارزه با شاه یاری کرد و آنان انقلاب اسلامی را برپا داشتند و پس از اینکه مصر از امت عرب خارج شد خداوند فارس‌ها و ایرانی‌ها وارد خط و مدار کرد و این حقیقت است و ریشه‌های تاریخی دارد. وقتی این آیه نازل شد که خداوند قومی دیگر جایگزین شما می کند صحابه از پیامبر و نظر او پرسیدند و پیامبر بر کتف سلمان زد و گفت‌ آنها از قوم این مرد برخواهند خاست.

خداوند آنان را در قرآن ستوده و درباره آنان گفته «اعزاء علی الکافرین أذله علی المومنین یجاهدون فی سبیل‌الله حق جهاد» حتی جنبش اسلامی در تونس در صفحه اول خود مجله خود نوشت: پیامبر ایران را برای رهبری جهان اسلام برگزید.

فارس: انقلاب اسلامی پس از 27 سال امروز چگونه است؟
امروز هم می‌بینیم پیروزی انقلاب اسلامی نقطه عطفی در تاریخ اسلام بوده و شیعیان را در نقاط مختلف جهان یاری کرده است. من هر جا می‌روم شماری از طرفداران، یاران و عاشقان امام خمینی را می‌یابم و وقتی با آنان صحبت می‌کنم به سخنانم گوش فرا می‌دهند، آن را می‌پذیرند و به آسانی به تشیع می‌گروند.

این امر پس از جنگ لبنان و مقاومت حزب‌الله به رهبری سیدحسن نصرالله تحقق یافت اینک مردم به سید حسن نصرالله احترام می‌گذارند و این به قول خودش از حسنات امام خمینی است و هم اینک در همه جای جهان اسلام از جاکارتا تا مراکش و غربی‌ترین نقطه مغرب تصاویر او را با خود دارند و به وی اعتقاد دارند و به او به عنوان رهبر، امام و رئیس خود ایمان دارند و بی هیچ ترس و طمعی این را می‌گویند. حتی یک زن مصری در یکی از برنامه‌های تلویزیونی در پاسخ به من گفت خدا را شکر امت عرب مردی را به وجود آورد و معرفی کرد.

فارس: نظرتان راجع به پیروزی حزب‌الله لبنان به رهبری سیدحسن نصرالله چیست؟
این پیروزی بزرگ که حزب الله به رهبری سیدحسن نصرالله به دست آورد باعث شد تشیع دربسیاری از محافل و مراکز اسلامی و حتی محافل متعصب انتشار گسترده‌ای یا بدو آنها با آغوش باز از این مذهب استقلال کنند و اینک به شکر خدا موج هایی عظیم از تشیع ایجاد شده و این به یاری خدا خیر است زیرا خداوند وعده کرده که بر خلاف تلاش کافران، مشرکان و منافقان برای خاموشی نور او، خواسته اش را محقق خواهد کرد و نورش را منتشر خواهد نمود و آنان هر قدر هم که بگویند شیعیان کافر و مشرک و فلان و فلان هستند خداوند به وعده خود که همان انتشار نور خویش و کامل کردن آن است عمل خواهد کرد حتی اگر کافران نپسندند.

همچنان که از اول دنیا و آفرینش بر رباط علت و معلول عادت داریم و هر چیزی دلیل و علتی دارد اینک زمان به نفع تشیع است و نور خداوند آمده تا کامل گردد تا همه گیتی و جهان را در برگیرد و امام زمان (عج) که این روزها ولادتش را جشن می‌گیریم و این کنفرانس بزرگ (همایش بین‌المللی دکترین مهدویت) را به یادش برپا داریم ظهور کند.

فارس: نقش و جایگاه ایران را در جهان چگونه ازیابی می‌کنید؟
نقش ایران در جهان بسیار بزرگ و مهم است. من وقتی دیدم محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران و نیز آقای محمد خاتمی به نقاط مختلف جهان می‌روند و با استقبال رو به رو می‌شوند بسیار خوشحال شدم. من از دیدن آنها و مسئولان ایرانی درکویت، مغرب، مصر و عربستان خوشحال شدم و امیدواریم به تونس نیز سفر کنند. این دیدارها و معرفی ایران در هر سطحی چه در سطح اقتصادی و چه در سطح فرهنگی و یا سیاسی و چه در سطح هسته‌ای که با وجود ترس برخی از این کشورها ایران اعلام کرده به آنها به طور رایگان توان هسته‌ای صلح آمیز خواهد داد همه اینها نشان دهنده نقش و جایگاه ایران است و امیدواریم ایران در این سطح و حتی بالاتر از آن قرار گیرد و مسئولان ایرانی از همه کشورها و از همه نقاط جهان عرب دیدار کنند تا به مردم کشورهای عربی و اسلامی اطمینان‌های لازم را بدهند البته آنها به ایران اطمینان دارند.

من با بسیاری از آنان دیدار کرده و دیده‌ام که بسیار به آقای احمدی نژاد و سیدحسن نصرالله اشتیاق دارند. زیرا احمدی نژاد بدون ترس از جهانیان اعلام کرد اسراییل باید محو شود زیرا سرزمین‌های عربی و اسلامی را اشغال کرده است و سخنان وی هنوز هم درگوش مردم کشورهای عربی طنین انداز است که به غربی‌ها گفت شما به یهودیان ظلم کرده و به پاکسازی نژاد آنها پرداختید پس ما مسئول این کار نیستیم و ما را مقصر ندانید. این نقش ایران است که در زمینه انتشار تشیع از طریق امام خمینی نیز ایفای نقش کرده است که در این وصیت نامه ایشان نمود یافته است.

فارس: وصیت نامه امام را خوانده‌اید؟
بله: متأسفانه وصیت نامه امام پس از درگذشت ایشان نادیده گرفته شد در حالی که باید با طلا نوشته و در همه نقاط جهان توزیع می‌گردید تا همه مردم بدانند ایشان در این وصیتنامه چه می‌خواهند و به چه چیزی فرا می‌خوانند. من به یاد دارم که دعوت ایشان به جمع شدن مسلمانان زیر چتری بود که پیامبر اکرم (ص) برای آنان گشوده بود و گفته بود من برای شما ثقلین را می‌گذارم: کتاب خدا و عترم اهل بیت را. این حدیث پی درپی از علمای اهل سنت روایت شده و در صحاح هم آمده است باید بر این نکته هم تأکید کرد.

ایران در امور سیاسی هم موفق بوده زیرا توانست آمریکا و همه کشورها را شکست دهد و بر آنها غلبه کند و اینک کشورها خواستار مذاکره با ایران و بازگشت به میزمذاکرات هستند و ایران بی هیچ بازگشتی به غنی سازی اورانیوم می‌پردازد و این را اعلام کرده است. اگر هر کشور عربی بود از تهدیدات می‌ترسید اما ایران اعلام کرد که از هیچ تهدیدی بیم ندارد و به کار خود ادامه می‌دهد و این همه مسلمانان جهان را خوشحال می‌کندو آنان در حال حاضر به ایران افتخار می‌کنند به ویژه وقتی که رزمایش‌های نظامی این کشور و سلاح‌های ساخت آن را می‌بینند و نیز این احساس افتخار به ایران با مشاهده مقاومت حزب الله دربرابر اسراییل بیشتر شد.

این شاگرد ایران درس بزرگی به جهان داد زیرا جنگ اخیر لبنان و مقاومت این کشور و حزب الله تنها در برابر اسراییل نبود بلکه در برابر همه جهان و در واقع جنگ جهانی بود چون آمریکا، آلمان، فرانسه و انگلیس و هه کشورهای عربی در آن شرکت کردند و در پنهان و آشکارا علیه حزب الله و لبنان اقدام کردند اما در نهایت حزب الله پیروز شد و با یاری خدا «کم من فئه قلیله غلبت فئة کثیره» تحقق یافت و خداوند همواره با صابران است.

فارس: درحال حاضر بحث دین و مدرنیته مطرح است و برخی معتقدند دین به ویژه دین اسلام نمی تواند با مدرنیته آنچنان همسویی داشته باشد. نظر شما با توجه به اینکه در زمینه دین و فلسفه مطالعه و تخصص داشته اید در این باره چیست؟
دین اسلام جامد نیست بلکه دین متحول و دارای قابلیت تحول و پیشرفت است. خداوند سبحان می‌فرماید کل یوم هو فی شأن این نشان دهنده آن است که این دین همواره در حال تجدید و تحول است و حضرت علی فرمود:«فرزندان خود را به شیوه‌ای متفاوت از آنچه خود تربیت یافتید تربیت کنید زیرا آن در دوره‌ای متفاوت از دوره شما زندگی می‌کنند.»

این سخن نشان از تجدید و تحول دارد اما اصول ثابت حکم دیگری دارد و در مذهب اهل بیت نمی‌توان در اصول ثابت و در آنچه درباره آن متن روشن آمده اجتهاد جایز نیست بلکه اجتهاد در اموری است که نص صریح درباره آنها وجود ندارد. پیامبر اکرم (ص) فرمود «خداوند درباره برخی امور و مسائل سکوت اختیار کرد و این به خاطر جهل یا فراموشکاری او نبود بلکه از سر رحمت به شما چنین کرد و بر دوش شما مسئولیت این امور و مسائل را قرار نداد تا وقتش برسد و آنگاه که زمانش بسد مجتهدان و عالمان باتقوا که دین را به خوبی درمی‌یابند اجتهاد کرده حکم آنها را خارج خواهند کرد».

مثلا پیشرفت علم ثابت کرده که منظور از اینکه در عصر پیامبر گفته می شد انسان خونش را می دهد تا نفسی را زنده کند چیست. در عصر کونی هه فقهای شیعه می‌گویند دادن خون برای نجات جان انسانها و حتی دادن عضو برای نجات جان دیگران جایز است. این تحول مستمر به اسلام نیروی حرکت و پویایی می‌دهد و آن را از حالت دینی جامد خارج می‌سازد. در حالی که برخی از مسیحیان دادن حتی یک قطره خون برای نجات دیگران را تحریم می‌کنند. اسلام دین تحول و پویایی است و فقهای مسلمان به ویژه شیعه مسائلی دارند با نام «مسائل مستحدثه»؛ مسائل مستحدثه یعنی امور جدیدی که آنان باید درباره آنها فتوا دهند تا مسلمانان با استفاده از آن همسو با عصر و دوره خویش حرکت کنند و همگام با دیگران باشند پس می‌توان نتیجه گرفت که اسلام دارای حرکت و پویایی است و هیچ جمودی ندارد و برعکس از زمان خود پیش است.

من در آمریکا در یک سخنرانی، گفتم دین اسلام از زمان پیش است و برای اثبات آن این آیه را آوردم که «یا معشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السماوات و الارض فانفذوا» این اقطار سماوات (نقاط مختلف و گوشه و کنار آسمان) برای ما مجهول و ناشناخته است اما خداوند می‌خواهد بگوید در آنها نیز ساکنانی هستند و ممکن است با شما در تماس باشند. می‌فرماید از گوشه و کنار آسمانها و زمین نفوذ کنید اما جز با نیرویی عظیم نتوانید به درون راه برید. این بر همه علوم جدید برتری دارد و از آنها پیش است.

مثال دوم اینکه علوم جدید به این نتیجه رسیده که اندیشه همه در مغز است اما قرآن می‌گوید نه چنین نیست، قران می فرماید «فأنها لاتعمی الابصار ولکن تعمی القلوب التی فی الصدور» و نیز می‌فرماید «افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها» این تحول و پیشرفتی عظیم است و روزی خواهد آمد که علم ثابت کند قلب مدار و مرکز همه چیز است و قلب، مغز را تغذیه می‌کند و به آن پیام‌های واقعی می‌دهد زیرا قرآن بر این قلب تمرکز و تأکید دارد. حتی برخی مفسران می‌گویند منظور از قلب همان سر و مغز است اما نه خداوند فرموده قلب یا قلب‌هایی که در سینه‌ها است و در سوره ناس آورده «الذی یوسوس فی صدور الناس» و گفته در سینه‌های مرم نه در عقل‌های مردم و من می‌خواهم بگویم قرآن و سخنان خداوند بر علم بشری پیشی دارد و علم روزی به آنها اعتراف کرده و در برابرشان تسلیم خواهد شد .

فارس:آیا با علمای قم دیدار داشته‌اید؟
بله با همه علمای قم دیدار داشته‌ام و همه آنها مرا دوست دارند و به ما احترام می‌گذارند و همگی دوست دارند با من دیدار کنند و استثنایی ندارد. برای شما درباره صحبت علمای ایران به من مثالی می‌زنم. بسیاری از علما به شکر خدا حتی سفیر جمهوری اسلامی ایران در تونس از دیدار با من خوشحال می‌شوند و همسر ایشان می‌گوید وقتی شنیدم قرار است به تونس برویم از اینکه می‌توانم با آراء و نظرات دکتر تیجانی آشنا شوم خوشحال شدم.

خود سفیر می‌گوید تو می‌توانی بدون روادید به ایران سفر کنی زیرا در ایران از من معروف‌تری و من باید با تو بیایم تا مرا به دیگران معرفی کنی. این بخشش و رحمت خداوند است که به من داشته و این تنها به خاطر عشق و محبت اهل بیت است که به من ارزانی داشته است و این عشق و محبت در قلب مؤمنان است. من دیروز صبح زود در دمشق بودم برای زیارت حضرت زینب (س) رفتم. من در آنجا به علامه تونسی معروفم. وقتی مردم مرا شناختند پس از سه ساعت تکبیر آنها خارج شدم. این فضل خداوند است.

فارس:در پایان اگر سخن دیگری دارید؟
سخن پایانی اینکه از خداوند می‌خواهم مسلمانان را موفق بدارد و قلب‌های آنان را با این حقیقت که حقیقت اهل بیت (ع) است آشنا گرداند و آنان نیز به سخن پیامبر که امام خمینی نیز بدان توصیه کرده یعنی کتاب خداوند و عترت پاک وی اهل بیت (ع) پایبند باشند و به آن تمسک جویند زیرا اگر به این دو منبع تمسک جویند امتی به واقع اسلامی خواهند بود و شاهد یاری خداوند خواهند شد که به صراحت فرمود ان‌الله لایتغیر ما بقوم حتی یغیر و ما بأنفسهم»

و من چیزی تفسیر می‌کنم که این تغییر همان تغییر ذهنی و عقلی است زیرا اگر ما اندیشه و خرد خود را تغییر دهیم و اعتقادات شکست خورده و فاسد خود را کنار بگذاریم و عقاید درست را برگزینیم در آن صورت خداوند ما را از ذلت به عزت و از فقر به ثروت و از شکست به پیروزی می‌رساند. الحمدالله رب العالمین و انشاءالله به زودی و در آینده با شما دوباره دیدار خواهم داشت.




+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


حضور مولوی عبدالحمید در نشست علمای وهابی عربستان!

اهل سنت شهر زاهدان 18 نماز جمعه مختلف برپا می کنند و تلاش مولوی عبدالحمید برای برپایی یک نماز جمعه مشترک برای اهل سنت تاکنون بی نتیجه بوده است که این خود نشان از عدم مقبولیت وی حتی به عنوان امام جمعه اهل سنت شهر زاهدان می باشد.

امام جماعت مسجد مکی زاهدان به دعوت رسمی از سوی «انجمن جهانی مسلمانان» به نمایندگی از اهل سنت ایران جهت شرکت در نوزدهمین نشست شورای فقه اسلامی مکه مکرمه، به عربستان سفر کرده است‏.

به گزارش شیعه نیوز، این نشست با حضور «خالد فیصل آل سعود» امیر مکه به نیابت از پادشاه عربستان و بیش از هفتاد شخصیت علمی، تعدادی از ائمه مساجد و فقهایی از کشورهای اسلامی برگزار شد.

با توجه به اینکه مولوی عبدالحمید به عنوان رهبر اهل سنت ایران در این نشست شرکت کرده است، این سؤال پیش می آید که وی چگونه خود را رهبر اهل سنت ایران می نامد؛ در حالی که اهل سنت گلستان و کردستان به شدت با ایشان اختلاف نظر دارند و مولوی عبدالحمید در میان ایشان از کمترین مقبولیت ممکن برخوردار است.

این در حالی است که اهل سنت شهر زاهدان 18 نماز جمعه مختلف برپا می کنند و تلاش مولوی عبدالحمید برای برپایی یک نماز جمعه مشترک برای اهل سنت تاکنون بی نتیجه بوده است که این خود نشان از عدم مقبولیت وی حتی به عنوان امام جمعه اهل سنت شهر زاهدان می باشد.

لازم به ذکر است که این روحانی بلوچ در حالی در نشست یکی از بزرگترین تشکیلات وهابیت شرکت کرده است که علمای وهابی عربستان با تکفیر شیعیان، صدور فتوای قتل شیعیان، صدور فتوای انهدام ضریح حضرت سیدالشهداء (ع) و حضرت زینب (س) و بسیاری اعمال دیگر، در دشمنی با شیعیان و نابودی آنها کمر همت بسته اند و با تمام توان تلاش می کنند.

این فتاوای تکفیری در حالی صادر شده اند که بسیاری از علماء و پیروان اهل سنت نیز اینگونه اعمال و حرکات را محکوم کرده اند و با روشهای گوناگون نسبت به اندیشه های تکفیری و سلفی اعلام انزجار کرده اند.

با توجه به این که در سال وحدت ملی و انسجام اسلامی به سر می بریم، حضور مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی در جمع وحدت شکن وهابیون، سؤالی است که امیدواریم ایشان برای آن جوابی قانع کننده داشته باشد.

شایان ذکر است که مولوی عبدالحمید مدتی پیش توسط دکتر حسینی قزوینی عضو هیأت علمی دانشگاه بین المللی آل البیت(ع) و مسئول مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج) دعوت به مناظره شد که او این دعوت را رد کرد.

 

گرفته شده از :    نگاهی نو به فردا

 

مهرورزی::::وهایت یک مذهب پوچ است حرفی برای گفتن ندارندوگرنه عبدالحمید از ترس یک مناظره    آنهم  با رعایت احترام به دوطرف،شلوار خود را خیس نمی کرد!!!!



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


اشرار دستگير شده حادثه چابهار به فراموشي سپرده نشوند

 

به خاطر داريد كه افراد مسلح در مدتی قبل با بستن جاده چابهار به ايرانشهر بيست و يك تن از هموطنانمان را در بين سه پاسگاه در ساعت 6 صبح به گروگان گرفتند و ماشين هاي سبك و سنگيني را به آتش كشيدند و پس از آن گروگان ها را نير به پاكستان انتقال دادند كه اين بار با واكنش سريع پاكستان مواجه شديم كه در يك عمليات موفق به آزادي هموطنانمان و دستگيري 16 شرور و كشته و زخمي شدن 8 نفر از اشرار انجاميد.

گروگان ها به ايران اسلامي بازگشتند ولي اشرار خود را پاكستاني معرفي كرده اند و پاكستان تا اين لحظه از دادن اشرار خودداري كرده است. و برخي مسائل را عنوان كرده كه عزم مسئولين را مي طلبد.

در اين ميان برخي از منابع مطلع به معرفي اشرار پرداخته و عنوان نموده اند برخي از اشرار دستگير شده در فاجعه هاي تروريستي تاسوكي جاده زابل – زاهدان و بمب گذاري در بلوار ثارالله زاهدان شركت داشته اند.

حال پس از دستگيري اين تعداد كه مشخص است در فجايع تروريستي در اين استان شركت داشته اند و همچنين از سران اشرار هستند آقايان مسئول تلاش كنند تا عوامل اين حادثه به فراموشي سپرده نشوند و آنان را به ايران بازگردانده و به مجازات برسانند.

 

 

تصاوير 16 شرور دستگير شده حادثه نوبنديان چابهار توسط دولت پاكستان

 



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


 

 

یک سایت خبری هم از حمله شدید ملک عبدالله به شیوخ وهابی خبر داد که آنها را بسیار نکوهش کرده و متکبر خوانده است:

«ملك عبدالله» پادشاه عربستان، مفتيان تكفيركننده وهابی را «گمراه» و «گمراه كننده» خواند و آنان را به ارتكاب گناهانی عظيم‌تر از شرك متهم نمود.

به گزارش خبرگزاري رسمي سعودي (وكالة الانباء السعودية) ، وی در پيامی كه به مناسبت افتتاح نوزدهمين همايش فقهي اتحاديه جهان اسلام (الدورة التاسعه عشرة للمجمع الفقهي برابطة العالم الاسلامي) صادر نمود، شركت‌كنندگان در اين مجمع را به ايستادن در مقابل مفتيان گمراه و گمراه كننده‌اي فرا خوانده است كه امت اسلامي را در فتنه عظيم قتل، انفجار ، انتحار، تكفير و انحراف انداخته‌اند.

شاه عربستان افرادي كه آنها را «شيوخ ماهواره و اينترنت» ناميد را به افتراء بستن بر خداوند متهم كرد و افزود: كار اينان از بزرگ‌ترين مصيبت‌ها و كبيرترين گناهان كبيره و چيزي عظيم‌تر از شرك به خداوند است.

ملك عبدالله در اين پيام آورده است: «برخي از اين مفتيان، كه در چشم به هم زدني فتوا صادر مي‌كنند، حتی پس‌از اينكه اشتباهشان معلوم مي‌شود، فتوايشان را پس نمي‌گيرند ؛ كه اين نشانه تكبر آنها و تسليم شدنشان در برابر تلبيسات شيطان است».

گفتنی است اين همايش علمی برای آنچه «قانونمند كردن صدور فتواهای دينی در ماهواره و اينترنت» خوانده مي‌شود برگزار شده است.

 

گفته می شود مولوی عبدالحمید هم در این مجمع حضور یافته است.

همچنین شایع شده بر سر این که چه کسی به نمایندگی از اهل سنت بلوچستان در این مجمع شرکت کند. حتی برخی خبر از تحریم این مجمع زده اند. با این حساب و با توجه به هشدار ملک عبدالله روشن نیست که در استان چه اتفاقی خواهد افتاد. چرا که برخی گروه ها و افراد نادان برادران شیعه را تکفیر کرده و دست به کشتار بی گناهان می زنند که از اخلاق و آداب اسلامی به دور است.

 

گرفته شده از:    http://www.balooch2007.blogfa.com/    بلوچ ایرانی



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


دوست عزیزی بخشی دیگر از واقعیات ماجرای مدرسه لوتک را در بخش پیام ها و نظرات وبلاگ قرار داد که جهت استفاده عموم برادران در اینجا می آورم. در پست قبلی از بداخلاقی انجام شده توسط حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان که باید مرکز راستی و درستی باشد چند نکته نوشتم و در اینجا باز هم می نویسم و تأکید می کنم که از عالمان دینی نباید حرف نادرست و دروغ شنید. در ماجرای اخیر مشاهده کردیم که چگونه اختلافی داخلی را به دیگران منتسب کردند و با اتهام زدن به بسیج و سپاه آنها را به دخالت متهم کردند و بعد هم از این مطلب عذرخواهی کردند. این جور چیزها سبب می شود ما اعتمادمان از علما سلب شود و آقایان را به روش و سیره رسول اعظم و اصحاب راستین ایشان دعوت می کنیم و این که در این ماجراها واقعیت را کتمان نکنند و به دیگران بهتان و تهمت نزنند که در این دنیا شرمنده و در آن دنیا معذب خواهند بود. اینها چیزهایی است که ما از خود آقایان بلد شده ایم. اما مطلب پایین را دوست عزیزم عبدالعزیز برایم گذاشته که می خوانید:



بسم الله الرحمن الرحیم

آغاز ماجرا

ماجرا از آنجا آغاز شد که پس از وفات مرحوم مولوی محمد گل بنیانگذار حوزه علمیه اسلام آباد لوتک در سال 76، فرزند وی مولوی عبد الله حسن زهی به تحریک عده ای خارج از محدوده حوزه های اهل سنت، ادعای میراث بردن حوزه علمیه اسلام آباد زابل را مطرح کرد و بر اساس آن شکوائیه ای علیه مولوی حافظ محمد علی شه بخش که از زمان حیات مولوی محمد گل ، اداره حوزه را بر عهده داشتند به دادگاه ارایه نمود.

وی سپس پا را از این نیز فراتر نهاد و علیه علمای دیگر حوزه از جمله مولانا عبدالحمید؛ امام جمعه اهل سنت زاهدان و مولوی عبد الرشید، مولوی یارمحمد و بعضی دیگر از مدرسین و کارکنان حوزه اسلام آباد نیز اقامه دعوی کرد. و در نتیجه با پشتیبانی وی از سوی دفتر مقام رهبری در امور اهل سنت و دیگر مراجع دولتی موفق شد تا مولوی محمدعلی را روانه زندان کرده و برای مولانا عبدالحمید در دادگاه پرونده‌سازی کند؛ که در همین رابطه وثیقه ای ملکی برای ایشان بدون احضار و تفهیم اتهام تا به امروز در دادگاه ویژه روحانیت تهران گرو گذاشته شده است. در همین حال تشدید فشارهای مردمی بویژه در منطقه سیستان به مولوی عبد الله وی را وادار کرد که سرانجام در تاریخ 25/11/79 از شکایت خود صرف نظر کند و دعوای خود را پس بگیرد و به پیمانی که پدر مرحومش با مولانا عبدالحمید در زمان حیات خویش بسته بود باز گردد اگر چه تا پس از آن منکر چنین پیمانی بود و در شکایت خویش مسئله را تصرف عدوانی اعلام کرده بود.
تا اینکه بار دیگر حرص و آز مادی و طمع قدرت مولوی عبد الله حسن زهی را بر آن داشت که پس از 6 سال گوش به طبل تفرقه‌افکنان بیرونی سپرده و ادعاهای خود را با ادبیاتی فتنه انگیز و توهماتی بی اساس تکرار کند.
استقامت مولوی محمدعلی در زندان و اصرار وی بر موضع به حق خود موجب طرح دعوایی دیگر و پرونده سازی مجدد علیه وی شد.

پیمان مولوی محمد گل با مولانا عبدالحمید؟

پیمان اولیه مولوی محمد گل با مولانا عبد الحمید بر این مبنا منعقد شده بود که چون مولوی محمد گل به علت کهولت سن توان اداره حوزه علمیه زابل را در خود نمی دید، اداره آن را به حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان سپرد و خود نقشی صرفا نظارتی را بدون هیچگونه اعمال دخالتی در اداره حوزه پذیرفته بود. مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در بحبوحه طرح ادعای نخست مولوی عبد الله حسن زهی در سال 79 در مصاحبه با مجله ندای اسلام شماره چهارم در این باره چنین می گوید:

ندای اسلام: چنان که مستحضرید در پی مصاحبه حضرتعالی در شماره دوم «ندای اسلام» و مطالبی که در ارتباط با عملکرد دفتر نماینده ولی فقیه در امور اهل سنت بیان داشتید، از سويی روابط عمومی دفتر جوابیه ای در نشریه «اسوه» به چاپ رسید در این مورد اگر مطلبی دارید بیان فرمایید.

تا آنجا که بنده حضور ذهن دارم در آن مصاحبه سه مسئله مهم مطرح شده بود، یکی مسئله مدرسه دینی لوتک، مورد دوم در رابطه با مسئله نظارت و دخالت دفتر در امور اهل سنت بود و مسئله سوم چگونگی برقراری ارتباط جامعه اهل سنت با مقام معظم رهبری بود، که اهل سنت بتوانند مشکلات مناطق سنی نشین را مستقیما به محضر مقام معظم رهبری برسانند.
مصاحبه بنده که با مجله «ندای اسلام» انجام شده بود، برای برخی از عزیزان دفتر سوال برانگیز و غیر قابل هضم بود و آنان نیز به ایراد پاسخ پرداختند. بنده جوابیه دفتر نماینده مقام معظم رهبری در امور اهل سنت را ملاحظه کردم و معتقدم حقایق و واقعیتها در آن نادیده گرفته شده بود. که البته بنده قصد پاسخگویی به موارد مطرح شده را در این مصاحبه ندارم و بطور مختصر توضیحاتی در این زمینه می دهم. جریان مدرسه دینی لوتک از این قرار است که حدود یازده سال پیش جناب مرحوم حضرت مولانا محمدگل (رح) درخواست کردند که مدرسه دینی لوتک به عنوان شعبه ای از حوزه علیمه دارالعلوم زاهدان و تحت تولیت و مدیریت آن حوزه فعالیت کند و اداره و تامین مخارج و هزینه های ساخت و ساز آن از طریق این حوزه صورت گیرد. ایشان فرمودند: «من به اعتبار سنی، سنم بالا رفته و همکاری ندارم از توانایی مالی نیز برخوردار نیستم و منطقه زابل از نظر دینی بسیار محروم است. مساجد اهل سنت بقدر کافی پیش نماز ندارند؛ کسانی هستند که معلومات کافی ندارند واکثراً برادران مهاجر ما آنجا پیش نماز هستند که اگر به وطنشان برگردند، مساجد تعطیل می شوند.»
ما هم دیدیم که واقعا مطقه زابل از نظر دینی در محرمیت بسر می برد و سخنان مرحوم حضرت مولانا کاملاً منطقی و درست است؛ با وجود اینکه ما در تلاش ایجاد شعبه های دیگر نبودیم و مشکلات و کارهای حوزه خود ما زیاد بود، طی جلسه ای که ریش سفیدان و جمعی از علمای منطقه در آن حضور داشتند و قرار داد نیز تنظیم گردید این مدرسه را از حضرت مولانا محمد گل (رح) مشروط بر اینکه برای همیشه شعبه ای از حوزه دارالعلوم زاهدان و تحت تولیت آن باشد و هیچ مداخله ای از جانب شخص حضرت مرحوم مولانا درامور مدرسه صورت نگیرد و ایشان صرفا به عنوان ناظر بر عملکرد مدرسین و طلاب انجام وظیفه بفرمایند و هر موردی که پیش آید آنرا از طریق حوزه دارالعلوم زاهدان پیگیری بکنند و این حوزه بتواند هرگونه تغییری در آنجا ایجاد نماید.

اتفاقا در همان زمانی که این قرارداد نوشته می شد، از خانه مولانا برای ایشان پیغام آمد، ایشان رفتند و از آن طرف با خنده برگشتند! و گفتند: «می دانید چرا مرا خواسته بودند؟» سپس ادامه دادند: «اهل خانه به من گفتند: شما که این مدرسه را برای همیشه به حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان واگذار می کنید، آیا فکر فرزندان خویش هستید؟‍ و من در پاسخ آنها گفتم این مدرسه فروشگاه نیست که من به وارثان و فرزندان خود بدهم. این مدرسه ای است که من برای خدا ساختم و هر کس آنرا تحویل بگیرد و کار کند، من آنرا تحویل می دهم».
در آن زمان مدرسه حدوداً ده اتاق داشت که همه اتاقها نیاز به تعمیر و بازسازی داشت، مدرسه دیوار نداشت و از هیچ گونه امکاناتی برخوردار نبود. در طول این دوران یازده سال هزینه های هنگفتی برای مدرسه خرج شد. یک ساختمان دو طبقه بنا شد و محلی برای کتابخانه ساخته شد، خوابگاه برای طلاب احداث گردید و آنچه مورد نیاز مدرسه بود فراهم شد. در این مدت همواره روی مدرسه کار شده است و نیز در کنار آن مسجدی بنا گردیده که تقریبا نهصد متر مربع مساحت دارد و جزو ضروریات مدرسه و نمازگزاران محل بوده است. همه این کارها هزینه های سنگینی داشته است. و در این مدت از طرف حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان یک نفر به عنوان مسئول داخلی در آنجا فعالیت کرده است، اما مسئولیت مستقیم و مدیریت کل مدرسه بر حسب تقاضا و قرارداد مولانا از دارالعلوم زاهدان انجام گرفته است. بنابراین آنچه در مجله اسوه نوشته است، صحت ندارد. خود فرزندان مولانا اعتراف می کنند که قرار داد را قبول دارند و اکثر افراد خانواده ایشان نیز بر این امر صحه می گذارند. از چابهار گرفته تا زابل تمام حوزه های علمیه و علما در جریان این قرار داد هستند، در جلسه ای 100 نفره با حضور حاج آقای حسینی، تعدادی از علما از آن جمله مولانا قمرالدین امام جمعه ایرانشهر بر این امر شهادت دادند اما متاسفانه شهادت این عزیزان در نظر گرفته نشد! تمام علمای منطقه و اساتید مدارس حاضرند گواهی بدهند که این مدرسه شعبه ای از حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان است.

مردم سیستان نیز اکثراً به خصوص ساکنین اطراف مدرسه بر این موضوع واقفند. عده ای تصور می کنند در این مسئله انگیزه سیاسی وجود دارد، اما این طور نیست زیرا انگیزه کار در این مدرسه صرفا انگیزه مذهبی است و حق مردم اهل سنت سیستان است که زمینه شناخت و آگاهی های مذهبی برای آنان فراهم شود و این امر اگر در نظام جمهوری اسلامی متحقق نشود یک ضعف اساسی به شمار خواهد رفت. و چنانچه در این زمینه کوتاهی کنیم، روز قیامت در بارگاه خداوند متعال باید پاسخگو باشیم.
بنابر این جای هیچ شبهه ای باقی نمی ماند که مدرسه دینی لوتک شعبه ای از حوزه علمیه دار العلوم زاهدان، و زیر نظر آن باید اداره شود. فرزندان و افراد خانواده حضرت مولانا برای ما بسیار عزیز و محترم هستند و ما به مردم منطقه و علما توصیه کرده ایم که فرزندان مرحوم حضرت مولانا را مورد لطف و احترام خویش قرار دهند. و اگر دخالتی در این امور صورت نپذیرد، فرزندان مولانا بدون هیچ مشکلی با مدرسین و علمای مدرسه به نحو احسن همکاری خواهند کرد.
بحث دوم در رابطه با مسئله نظارت بود. اصل دوازدهم قانون اساسی به ما آزادی کامل مذهبی داده است و ما مطابق قانون اساسی در امور مذهبی خویش آزادیم. رهبر معظم انقلاب نیز طبق حکمی که به نماینده محترم خویش در امور اهل سنت داده اند ایشان را برای نظارت و هدایت فعالیتهای مذهبی در این منطقه منصوب کرده اند. اگر به معنی و مفهوم نظارت و هدایت توجه شود، در می یابیم که منظور از نظارت و هدایت آن است، اگر جایی بر خلاف مصالح نظام و مقررات جمهوری و بر خلاف وحدت اسلامی عملی صورت پذیرد، باید متذکر شده و ما را راهنمای و ارشاد کنند یا از مدیران مدارس بخواهنذد که به اصلاح این بعد از کاستی های خویش بپردازند. اما نظارت را هیچ جا اینگونه معنی نکرده اند که کسانی به نام نظارت کار مدیریت را در دست بگیرند.

ما جابه جایی مدرسین و یا عزل و نصب مدیران و ائمه مساجد خود را دخالتی آشکار در امور مذهبی تلقی می کنیم و آنرا خلاف قانون اساسی و بر خلاف منویات رهبر معظم انقلاب می دانیم؛ و این برای جامعه اهل سنت – نه فقط برای بنده که فردی از افراد این جامعه هستم- به هیچ صورت قابل پذیرش نیست. ما معتقدیم اصرار بر اینگونه امور به تفرقه میان مسلمانان می انجامد و این بر خلاف مصالح نظام اسلامی و تلاشهای رهبر معظم انقلاب و رئیس جمهوری است که در جهت وحدت و همدلی همه اقشار و فرق اسلامی می کوشند. ما وحدت اسلامی و حمایت از نظام را از اصول می دانیم و بر این عقیده ایم که در این اصول نباید سهل انگار و کم توجهی شود، شیعه و سنی هر یک در چارچوب مذهب خود باید آزاد باشند.

امروزه سیستم حکومتی بر اساس رای جمهور مردم شکل می گیرد و در نظام جمهوری اسلامی دولتها پس از چند سال تغییر می کنند. هر چهار سال انتخابات انجام می پذیرد و به مصلحت نیست که مذهب در اختیار حاکمیت باشد. چون امکان دارد فردی زمام حکومت را به دست گیرد که به هیچ وجه صلاح نباشد در مسایل مذهبی نظر بدهد چه بسا ممکن است سلایق شخصی و گروهی آن فرد سبب بروز مشکلاتی گردد. این مسئله یعنی آزادی مذهب به نفع نظام جمهوری اسلامی است. آنچه بنده در مصاحبه قبلی ام گفته بودم عینا آنچیزی است که در قانون اساسی آمده است و آن سخنان به نفع نظام و در راستای وحدت اسلامی بود.

مسئله سوم در رابطه با چگونگی ارتباط جامعه اهل سنت با رهبر معظم انقلاب بود. آنچه بنده اظهار داشتم، دیدگاه شخصی من نبود بلکه تقاضا و انتظار جامعه اهل سنت بود زیرا این جامعه بخش عظیمی از پیکره ملت ایران و از فرزندان رهبر معظم انقلاب هستند، و به رهبر ارادت خاصی دارند و از این رو مایلند که در نمایندگی معظم له مشارکت داشته باشند و مسایل خود را خودشان به ایشان برسانند. درست است که معظم له نمایندگان شایسته ای دارند که این وظیفه را بر عهده گرفته اند اما مسلم است هر کسی مشکلات خود را بهتر از دیگران می داند. و مردم اهل سنت که به زبان، فرهنگ و منطقه خود بیشتر شناخت دارند، صد درصد با مشکلات بیشتر آشنا هستند و با دلسوزی بیشتر مشکلات خود را گزارش خواهند کرد.

بنابر این یکی از انتظارات مهم جامعه اهل سنت است و به نفع نظام می باشد و اگر این امکان فراهم شود باعث ازدیاد هر چه بیشتر محبت رهبر در قلوب اهل سنت خواهد بود.

برخی از دوستان گلایه هایی داشتند و گویا ناراحت شده و کلمات تندی را در مجله اسوه که البته مناسب دفتر نماینده مقام معظم رهبری نبوده، بکار برده اند. باید خاطرنشان کنم که ما سخنان ناجایزی نگفته ایم و صرفا خواسته و انتظار به حق خود را مطرح کرده ایم و این خود نشان دهنده ارادت و محبت خالصانه ما نسبت به نظام و رهبری است. و الا کسانی که محبت ندارند ارتباط را هم نمی خواهند.

بنده گفته بودم که این کار سنت انبیا علیهم الصلوة و السلام است این حرف را از خود نگفته ایم بلکه این سخن واقعیتی پذیرفته شده و مستند است. در جریان بیعت لیلة العقبه دوم در حالی که از مهاجرین کسانی وجود داشتند رسول خدا (ص) دوازده نفر از انصار مدینه را به عنوان نماینده خود انتخاب نموده تا به کار دعوت و رتق و فتق امور در مدینه انجام وظیفه کنند. در کتاب سیرة ابن هشام صفحات 443-441 آمده: «... رسول خدا (ص) سخنانی ایراد فرمودند و قرآن را تلاوت کرده و آنان را به سوی خدا دعوت داده و ترغیب اسلام نمودند و سپس دوازده نفر از ایشان را به عنوان نمایندگان خود برگزیدند که نه نفر از آنان از قبیله خزرج و سه نفر از قبیله اوس بودند و آنان را به مدینه فرستادند.» (سیره ابن هشام 2/90 ط: دار الکتاب العربی- تاریخ طبری، ج2 ص 361-363)

همچنین حضرت موسی (ع) از دوازده قوم بنی اسرائیل دوازده نماینده داشتند چنانکه در قرآن مجید آمده است: «و لقد اخذ الله میثاق بنی اسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیباً» (سوره مائده، آیه 12) و این در جهت جلب رضایت قوم و حکومت کردن بر دلهای آنها بود.

و همچنین خداوند متعال پیامبران و نمایندگان خود را از میان همه قوم مرسل الیهم انتخاب می نمود چنانکه در قرآن آمده است: «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم» (سوره ابراهیم، آیه 4)؛ لذا این شواهد بر تحقیقی بودن آن گفته ها دلالت صریح دارد.

قرار داد مولوی عبد الله حسن زهی با حوزه علمیه دار العلوم زاهدان

قرار دادی که مولوی عبد الله حسن زهی در پی تشدید فشارهای مردمی منطقه علیه خود در حضور علماء، معتمدین و مسئولین حوزه علمیه دار العلوم زاهدان با این حوزه در تاریخ 23/11/79 منعقد کرده است در همان بند اول وی را متعهد به پذیرفتن این واقعیت کرده است که این حوزه شعبه ای از دار العلوم زاهدان خواهد بود و نقش مولوی عبد الله نیز در بندهای بعدی حکایت از همان نقش پدر که صرفا جنبه نظارتی دارد داشته است، می کند.

متن این قرار داد چنین است:

تکرار ادعاهای سابق!

هر چند که در فاصله سالهای 80 تا 86 اتفاق خاصی در حوزه علمیه اسلام آباد زابل نیافتاده است اما علیرغم مدارای مولوی محمد علی و دیگر اساتید حوزه با مولوی عبد الله حسن زهی وی جوی پرتنش را بر فضايی آرام و منطقی ترجیح می داد، با اینحال حسن تدبیرو سیاست مماشات مسئولان حوزه موجب شده بود تا وی نتواند بهانه ای برای تکرار بیهوده ادعاهای خود و ملتهب کردن فضای حوزه بیابد.

تا اینکه در آستانه برگزاری مراسم ختم کتاب صحیح بخاری تابستان 86 انتشار گزارشی در روزنامه زاهدان بار دیگر وی را آشفته کرد. آنچه موجب آشفتگی مولوی عبدالله در این گزارش شده این بود که این روزنامه در گزارش خود هیچ اشاره ای به نام وی نکرده بود و به اقتضای کار حرفه ای خود گزیده ای از مراسم را به انتخاب خود به چاپ رسانیده بود. مولوی عبد الله بلافاصله در پی چاپ این گزارش اقدام به طرح شکوائیه ای علیه روزنامه زاهدان کرده و در آن به طرح مطالب جدید نیز پرداخته که نمی تواند چیزی جز توهمات بافته ذهن وی و یا القائات دیگران که ناخود آگاه بر قلم وی جاری شده، باشد.

متن این شکوائیه حاوی نکات قابل تاملی در باره صحت و سقم ادعاهای وی است:

بسمه تعالی

از مدیریت حوز علمیه اسلام آباد زابل

به: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سیستان و بلوچستان

با درود و سلام بر روان پاک شهدای اسلام و با آرزی صحت و سلامتم برای مقام عظمی ولایت حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله

بدینوسیله به استحضار عالی می رساند که اینجانب عبد الله حسن زهی فرزند مولانا محمد گل مدیر قانونی و عرفی دارالعلوم محمدیه اسلام آباد زابل و امام جمعه اهل سنت بخش شیب آب از طرف خود و خانواده ام نسبت به آنچه در در روزنامه محلی زاهدان در چاپ روز پنچشنبه مورخه 4/5/86 منتشر نموده است و در آن با سوژه قرار دادن مراسمی که بنده در مورخه 27/4/86 با دعوت رسمی از مسئولین محترم جهت شرکت در جشن فارخ التحصیلان حفاظ قرآن کریم منعقد گردانیده ام به آبروی و حیثیت و موقعیت شخصی و مدیریتی و امامت جمعه بنده تاخته و استقلال این حوزه علمیه را با اراجیف گویی خویش زیر سوال برده شدیداً معترض و خواهان محاکمه مسئولین نشر و چاپ روزنامه زاهدان را به جرم نشر اکاذیب و شایعه پراکنی و سانسور و تحریف مطالب (به جهت حمایت از اجانب مزدوران آنها که بعضا شعار دوستی و اتحاد جهت فریب مردم و مسئولین سر می دهند ولی رفتار آنها با کردارشان متفاوت است عملا مذاهب را به مباحثه منفی مخاصمه و حتی مقاتله می کشانند) و همچنین خواستار اعاده حیثیت شخصی و خانوادگی از گردانندگان این روزنامه و جبران دهها میلیون تومان خسارت های مالی وارده به حوزه را که ناشی از پخش این نوع شایعات کذب این روزنامه متضرر گردیده می باشم. خصوصا با توجه به نشر اکاذیب و افترا این روزنامه مبنی بر شعبه بودن حوزه علمیه اسلام آباد زابل از شعبات مسجد معکی زاهدان و قریب بودن این گزراش روزنامه با ماه های رجب، شعبان، رمضان که هر ساله در این ماه معمولا زمان جلب تبرعات و صدقات مردم به حوزه های علمیه است لذا این حوزه ناشی از گزارش این روزنامه در ماه رجب و پس از آن در ماه های شعبان و رمضان ضررهای شدید مالی را متحمل و متضرر گردیده استو می گردد که در آینده نزدیک نیز اثرات تخریبی گزارش مزبور در ازهان مردم منطقه باقی خواهد ماند. زیرا مردم پس از دیدن گزارش روزنامه مزبور از پرداختن صدقات به این مدرسه دینی تا حدود زیادی خودداری خواهند نمود. بزعم اینکه تصور خواهند نمود که این مدرسه شعبه ای از مسجد مکی زاهدان است از صدقات خویش دریغ ورزیده و آنرا تحویل مسجد مکی زاهدان خواهند داد. با توجه به آمار صدقات این حوزه از مردم که به طور ماهیانه و بطور متوسط بیش از 10 میلیون تومان می باشند هم اکنون طی چند روز گذشته مشاهده گردیده است که اقبال مردم از پرداختن صدقات به این حوزه تا حد چشمگیری کاسته شده است و حتی زیر نصف رسیده است با توجه به این خسارت شدید این حوزه علمیه گویا ماهیانه بطور متوسط 10 میلیون تومان ضرر می نماید.
لازم به ذکر اس طبق قانون مصوب جلسات جشن فارغ التحصیلی و معارفه جهت تبیین کارکرد هر 5 سال یکبار در حوزه برگزار می شود لذا با توجه به زمان مجدد چنین جلسه ای در 5 سال آینده یعنی سال 1391 هجری شمسی و رفع این شبه از ذهن مردم که مثلا مدرسه دینی اسلام آباد زابل شعبه ای از مسجد مکی نیست و مستقل است گویا این خسارت به طور مستمر هر ساله ادامه خواهد یافت که با این حساب ضرر مالی حوزه علمیه اسلامی آباد ناشی از گزارش روزنامه زاهدان حداقل سالی 120 میلیون تومان می شود که با ضرب این خسارت در 5 سال آینده این حوزه علمیه افت چشمگیری در فعالیت های دینی خودش بر اثر نداشتن بودجه خواهد داشت. مثلا در خرید اجناس و هزینه ماهیانه خود مجبور به قرض گرفتن در 5 سال آینده خواهد بود که در چنین صورت چنانچه منبع فوق فقط یک برابر افزایش پیدا نماید خسارت حاصله این حوزه علمیه بالغ بر یک میلیار و دویست میلیون تومان می شود و لذا اینجانب خواهان محاکمه دست اندرکاران این روزنامه در عناوین ذیل و اخذ خسارت مالی این مدرسه دینی می باشد.

ورود غیر مجاز خبرنگار روزنامه و بدون کسب اجازه از مدیر در محل جلسه و اقدام به فیلمبرداری از عکسبرداری غیر مسئولانه از مسجد و حریم خصوصی و تقسیم جوایز
نشر اکاذیب و نشر مطالب غیر واقعی از تاریخچه این مدرسیه دینی جهت تشویش ازهان عمومی و وارد شدن به مسائل خصوصی خانوادگی و اظهار نظر در احوال مدرسه مذبور و احوال شخصیه توام با کذب وافتراء
مصاحبه با افراد غیر مسئول و معرفی نمودن آنها به عنوان مدیر و صاحب جایگاه و عنوان کردن سخنان آقای عبدالحمید به عنوان مدیر و کتمان حقایق با اراده عدوانی
تحریف سخنرانی مسئولین و وارونه جلوه دادن حقایق با اراده عدوانی
وارد نمودن صدها میلیون تومان خسار مالی به وجه حوزه علمیه ناشی از نشر این نوع افتراء و شایعه پراکنی و نشر اکاذیب مبنی بر شعبه بودن این مدرسه از شعبات مکی زاهدان و ایاد اثرات منفی ناشی از شایعات در آینده به حوزه علمیه اسلام آباد زابل
و السلام

مولوی عبد الله حسن زهی مدیر حوزه علمیه اسلام آباد زابل

مولوی عبد الله حسن زهی پس از درود و سلام بر روان پاک شهدای انقلاب و اسلام و آرزوی صحت و سلامت برای مقام عظمای ولایت به منظور ارایه چهره ای انقلابی و وفادار به ولایت و نظام و تاثیر نهادن بر مخاطبان خود که اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، ادارات اطلاعات استان و شهرستان، دفتر مقام رهبری در امور اهل سنت نهادهای دولتی و قضایی هستند، ادعای خود علیه روزنامه زاهدان را تاختن این روزنامه به آبرو، حیثیت، موقعیت شخصی و مدیریتی و امامت جمعه خود و خانواده عنوان کرده و آنرا خدشه دار کننده استقلال حوزه علمیه و اراجیف گویی روزنامه نامیده است این در حالیست که در گزارش روزنامه زاهدان هیچ اشاره‌اي به وی و خانواده اش نشده است و حکم امامت جمعه وی نیز یک حکم تحمیلی از سوی نهاد نمایندگی رهبری در امور اهل سنت است که چنین احکامی از سوی قاطبه اهل سنت در کشور همواره مورد اعتراض بوده و فاقد مشروعیت است. از سوی دیگر مولوی عبد الله حسن زهی بر اساس قرار داد منعقد شده در تاریخ 22/11/79 در تایید پیمان مرحوم مولوی محمد گل بر شعبه بودن حوزه اسلام آباد به عنوان زیر مجموعه حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان اعتراف کرده و حال دم از استقلال حوزه می زند.

آنچه مولوی عبد الله آنرا اراجیف گویی، نشر اکاذیب، شایعه پراکنی، سانسور و تحریف مطالب از سوی روزنامه زاهدان در حمایت از آنچه وی و مزدوران می خواند، صرفا گزارش حرفه ای و روزنامه نگاری از یک مراسم و پردازش خبری از رویدادهای آن مراسم است و ادبیات جناب مولوی نه بر پایه استدلال و منطق بلکه بر اهانتهایی استوار است که هم برای روزنامه زاهدان و هم کسانیکه به صورت غیر مستقیم به غلط اجانب و مزدور خوانده شده اند، قابل پی گیری و شکایت است.

وی در نامه دو صفحه ای خود ادعا کرده است که چاپ گزارش روزنامه زاهدان به علت قریب بودن این گزارش به ماههای رجب، شعبان و رمضان ضررهای شدید مالی را متوجه حوزه علمیه زابل کرد است، زیرا مردم از پرداختن صدقات به این مدرسه با خواندن این گزارش خودداری خواهند کرد و صدقات خود را به مسجد مکی تحویل می دهند. وی سپس در محاسباتی خارق العاده پس از جمع بافته های ذهنی وتخیلات خود نتیجه گیری کرده است که گزارش روزنامه زاهدان 5 سال در ذهن مردم اثر منفی گذاشته و در این مدت سالانه 120 میلیون تومان و در طی 5 سال 600 میلیون تومان و با احتساب تورم (البته طبق محاسبات جناب مولوی!) یک میلیارد و دویست میلیون تومان خسارت و ضرر و زیان متوجه این حوزه می شود.

همانگونه که اشاره شد بر اساس شواهد و مدارک محکم و مستند موجود، حوزه علمیه اسلام آباد زابل چه در زمان حیات مولانا محمد گل و چه پس از آن همواره شعبه ای از حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان بوده و شخص مولوی عبد الله نیز در قرارداد مورد اشاره بر این موضوع صحه گذاشته است، بنا بر این مردم از همان آغاز می دانستند که این حوزه شعبه ای از دارالعلوم زاهدان است. اما آنچه موجب نگرانی جناب مولوی از ناحیه مردم است این موضوع است که وی نیک می داند که مشروعیتی در میان مردم ندارد و از آنجایی که هدف وی از ادعای امامت جمعه و مدیریت حوزه زابل جلب منافع و عواید مادی برای خویش بوده و در این رهگذر به دلیل عدم مقبولیت ومشروعیت در میان مردم توفیقی حاصل نکرده است متوسل به چنین حربه ها و محاسبات تخیلی می شود که مطمئنا مخاطب را درباره سلامت روانی وی دچار تردید می کند.

گفتنی است که زمان اقرار و قرارداد مرحوم مولانا محمد گل مبنی بر شعبه بودن حوزه علمیه اسلام آباد زابل به عنوان زیر مجموعه حوزه علمیه دار العلوم زاهدان کلیه مخارج و هزینه های جاری و عمرانی و .. این حوزه از دارالعلوم زاهدان تامین شده است و مبالغی از طریق مردم زابل به این حوزه در عید فطر و ... کمک شده بسیار ناچیز بوده است. حتی حقوق مولوی عبدالله و خانواده وی از طریق حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان به آنان پرداخت می شود و شخص مولوی عبد الله حق هیچ گونه دخالتی را در مدیریت و مسایل مالی و حتی کم و زیاد کردن حقوق خود ندارد.

ادعاهای مولوی عبدالله در حالی مطرح می شود که حوزه علمیه اسلام آباد زابل هم اکنون 6 ماه است که حقوق کارکنان خود را به علت مشکلات مالی حوزه دارالعلوم زاهدان نپرداخته است واگر جناب مولوی عبدالله تا این حد دلسوز مسایل مالی حوزه است چرا کمترین تلاش و احساس مسئولیتی برای پرداخت حقوق معوقه کارکنان حوزه علمیه اسلام آباد بخرج نمی دهد؟!

جناب مولوی عبد الله حسن زهی در ادامه شکوائیه خود ورود غیر مجاز خبرنگار روزنامه بدون کسب اجازه از مدیر در محل جلسه و اقدام به فیلمبرداری از عکسبرداری غیر مسئولانه از مسجد و حریم خصوصی و تقسیم جوایز را یکی از موارد مورد شکایت خود عنوان کرده است.

جای تاسف دارد که فردی با این همه ادعا اقدام به نوشتن شکایت می کند که هیچ گونه آگاهی از حقوق قانونی و مشروع اقشار مختلف ندارد. محض اطلاع ایشان باید گفت: اولا مسجد حریم خصوصی کسی نیست و در ثانی خبرنگاران در هیچ جای دنیا برای ورود به یک مراسوم عمومی و تهیه خبر و گزارش از هیچ کس کسب اجازه و تکلیف نمی کنند و هیچ مرجعی نمی تواند بازدارنده آنان از ورود به مراسم باشد.

پافشاری ایشان بر یک دیدگاه غلط و ادعای میراث مدرسه از جایگاه یک عالم دینی براستی نشان از چه چیزی دارد؟ آیا مولوی عبدالله به عنوان فردی که مدعی است دروس حوزوی را به پایان رسانیده و خود را در جایگاه یک عالم دینی می بیند، نمی داند که مدرسه اسلام آباد زابل با هزینه مردم ساخته شده و یک مکان وقفی است و پدر ایشان صرفا تولیت آنرا در زمان حیات خویش بر عهده داشته اند و از نظر شرعی یک مکان وقفی نمی تواند به عنوان ارث قلمداد شود؟ یا اینکه ایشان این نکته را نمی دانند، اما از جای دیگری برای برافروختن آتش تفرقه و اختلاف میان علمای اهل سنت و مردم تحریک می شوند.

مطمئنا دستگاهها و ارگانهایی که از چنین مهره سوخته و بی اعتباری نزد مردم حمایت می کنند نه تنها نفعی از حمایت وی نخواهند برد، بلکه چهره نظام را نیز با حمایت از چنین افرادی مخدوش می کنند

التماس دعا

عبدالعزیز



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


 

جناب مولوی عبدالحمید؛

به لینک زیر مراجعه شود:

 

http://www.esam-al-emad.com/letter.htm

 

 

 

 



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


 
مطلبی هم از وبلاگ پهره بخوانید:
دین و مذهب تنها عنصری است که می تواند عوام راتحت کنترل خود بگیرد .دین همیشه وهمه جا با تعصب همراه بوده ومهمترین جلوه ی این تعصبات جنگ های دویست ساله ی صلیبی است و از انجا که هر دینی خود را بهترین می داند تضاد ها به وجود می ایند و از انجا که دین در مفاهیم و اموزه های ادیان به عنوان ناموس هر دینداری تلقی می شود هرج و مرج ها به وجود می ایند.

اماجامعه ی امروز بلوچ با دین اسلام و مذهب تسنن همیشه به عنوان جامعه ای تعصبی شناخته شده امااگر ریشهای به این مسئله نگاه شود اری نصفش درست است ـ بلوچ قومی تعصبی است در همه ی مسائل و به خصوص در دین ـ اما کدام بلوچ ـ بلوچ قدیم . بلوچ یا خیلی پایبند به مسائل دینی است یا هیچی پایبند نیست و در کل بلوچ هر چیزی را یا به هیچ وجه ندارد یا خیلی زیاد دارد ـ مثل ثروت ـ این را روانشناسی قومیتی بلوچ می گوید.

اما بلوچ نسل من تاب تحمل روحانیت سنتی را ندارد ومی گوید حرفهایشان تکراری است همان است که من در سالهای دوره ی ابتدایی وراهنمایی در کتاب های معارف خواند ه ام ـ قالب سخنرانی ها و اموزه ای دینی که در مساجد توست روحانیون سنی مذهب بیان می شود مدت ها قبل تاریخ مصرفشان تمام شده و نمی تواند نسل امروز را قانع کند.

جامعه ی تشیع ایران تا قبل از صفویه با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم  می کرد ولی بعد از روی کار امدن صفویه به نوعی این خلا ها پر گردید.

ویل دورانت می گوید دین هر چه اسطوره ای تر باشد بهتر است . وبه قول دکتر سروش این سخن صحیح است اما فقط برای دین عوام {عوام اندیش} صدق می کند . یعنی اینکه دین مردم عوام اسطوره ای باشد بهتر است واما دین عوام بلوج هیچ گاه اسطوره ای هم نبوده است واین مسئله دین دارانی غیر دین شناس بار اورده استوحتی غیر خداشناس و حتی در اموزه های دینی ما امده است که نباید زیاد به خدا فکر کرد چون خدا در تصور ما نمی گنجد واین تفکر باعث گمراهی می شود ـ واین جاست که می گویند دین جلو نگرش محیط و کلی نگری را می گیرد .

اما بلوچ نسل من بدون اینکه با مفهوم دین و حتی مبانی دین خود اشنایی داشته باشد فقط وفقط به خاطر اینکه از کارها و برخورد یک روحانی خوشش نمی اید یا حر ف هایش قانعش نمی کند بدون اینکه خود به دنبال دین برود با ان قهر می کند یا سئوال هایی در ذهنش شکل می گیرد و چون خودش نمی تواند به انها جواب دهد به نوعی نیهیلیسم دینی گرفتار می شود . پاستور میگوید دانش اندک انسان را از خدا دور می کند و دانش بسیار او را به سوی خدا باز می گرداند .

یک مسئله ی مهمی که امروزه جامعه ی بلوچستان باان روبه روست مسئله ی تحصیل طلاب ورحانیونشان استکه به جرات میتوانم بگویم بش از نود درصد طلاب یا دانش اموختگان حوزه ها و مدارس دینی کسانی هستند که نتوانسته اند در مدارس دولتی ادامه تحصیل دهند ویا نتوانسته اند از سد کنکور بگذرند ـ درد ما این است ـ و از انجا که در دنیای حاضر روحانی به عنوان نماینده ی دین شناخته می شود و به نوعی الگو قرار می گیرد مسئله حساس تر می شود ـ روحانی من توان اقناع نسل مرا ندارد و این جاست که فاصله ها به وجود می ایند ودر هر جامعه ای فاصله افتادن بین نسلها عواقب وخیمی داشته و خواهد داشت . روحانی نسل من در قرن بیست و یک و سال ۲۰۰۵ میلادی و عصر ارتباتات مرا از اتش جهنم می تر ساند یعنی اینکه دینی که می خواهد به خورد من بدهد دینی از روی ترس است عبادت خداوند به خاطر ترس از شعله های اتش !

بعضی ها خدا را به خاطر خودش و عشق به او عبادت می کنند واین ها عرفایند.

بعضی ها خدا را به وعده ی بهشت و حور و.... عبادت می کنند و این ها ادم های متوسط به بالایند.

وبعضی ها خدا را از بیم شعلع های جهنم می پرستند واین ها ......... روحانی ما می خواهد ما ها باشيم
قرن21



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


حتماْ از درگیری مدرسه طلاب در لوتک با خبر شده اید و از خود می پرسید حقیقت ماجرا چیست؟

در این زمینه دوستان اطلاع دادند مدتى است جناب مولوى عبدالحميد و متصديان دارالعلوم زاهدان كه مدرسه محمديه لوتك را زير مجموعه خودشان مى‌دانند، با پسر مولوى محمد گل كه مؤسس اين مدرسه بوده درگيرى دارند و حتى به كشيدن اسلحه هم انجاميده و از نماينده ولى فقيه در زاهدان هم خواستار پا در ميانى شده‌اند.

على‌الظاهر مورد فوق هم به اختلافات درونى آنان بر مى‌گردد. متأسفانه این درگیری داخلی به گونه ای منعکس شده که گویا نیروهای رژیم به این مدسه هجوم برده و آن را در اختیار گرفته اند و در این زمینه به دروغ پردازی پرداخته اند.

از سایت رسمی دارالعلوم متعجبیم که چرا چنین دروغ هایی را منتشر می کند و مردم را نسبت به خودشان بدبین می کند؟! کافی بود واقعیت ماجرا را به مردم بگویند و بگویند اختلاف بر سر ارث و میراث است و نه چیزی دیگر.

اتفاقاً در سایت نادلاور هم به این قصه اشاره شده و اگر دوستان مطالب منتشره این دروغ پردازان را دنبال کرده باشند متوجه می شوند که اخبار آنان دچار تناقض است. از یک سوی می گویند رژیم این کار را کرده و از سوی دیگر می گویند با ورثه مولوی دعوا دارند؟!

بالاخره چه خبری را باور کنیم؟

 

 

گرفته شده از:  http://www.balooch2007.blogfa.com/



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


 
حکمت:

shahid_tavakkoli.gifبزرگداشت چهلمين روز شهادت حجت‌الاسلام مهدی توكلي شب گذشته در حسينه شهداي قم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، مراسم بزرگداشت چهلمين روز شهادت حجت‌الاسلام مهدي توكلي، روحاني ترور شده در شهرستان خاش، روز گذشته، نهم آبان‌ماه، با حضور آيات شبيري زنجاني، علوي گرگاني، حجج اسلام شهرستانی (نماینده آیت الله العظمی سیستانی)، سيد احمد خاتمي (نماینده مجلس خبرگان و امام جمعه تهران)، سید حسن ربانی (رییس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، مرتضی جوادی آملی (به نمایندگی از حضرت آیت الله جوادی آملی)، ایرانی (رییس سازمان تبلیغات اسلامی قم)، جواد محدثی، نمايندگان بيوت برخي از مراجع و جمعي از اساتید حوزه و دانشگاه، طلاب، فضلا، دانشجویان و مردم مؤمن و با سخنراني حجت‌الاسلام نظري منفرد، از اساتيد حوزه علميه، در حسينيه شهداي قم برگزار شد.

اسلام دين رحمت و پيامبر اسلام پيامبر رحمت است

حجت الاسلام نظري منفرد در اين مراسم با اشاره به آياتي از قرآن كريم گفت: اسلام دين رحمت است و پيامبر اسلام هم پيامبر رحمت؛ زيرا وجود مشكلات مسلمانان براي پيامبراكرم(ص) سخت و سنگين است و كتاب خداوند هم كتاب رحمت است؛ چراكه اين كتاب با نام خداوند بخشنده مهربان آغاز شده است.
وي افزود: پيامبر(ص) خطاب به مسلمانان فرمود كه نسبت به يكديگر مهربان باشيد و از تفرقه و اختلاف و ريختن خون همديگر بپرهيزيد كه اگر كسي بي‌جهت خون كسي را بريزد، به جهنم مي‌رود و اين در حالي است كه عده‌اي از دشمنان در حال تفرقه‌افكني ميان مسلمانان هستند.
وي با اظهار تأسف از اين‌كه امروز شيعيان را به جرم تشيع و پيروي از خاندان پيامبر و به جرم دلسوزي براي اسلام و مسلمين در شب شهادت حضرت امير(ع) به رگبار گلوله مي‌بندند و آن‌ها را به شهادت می‌رسانند، به نقل از يكي از مراجع تقليد خاطرنشان كرد: مسلمانان شيعه و سني پيش از اين در كنار هم با آرامش زندگي مي‌كردند، اما وهابيت آمده تا اين آرامش را از بين ببرد و تا وهابيان هستند، امت اسلامي روي آرامش را نخواهد ديد.
اين استاد حوزه علميه قم با اشاره به عملكرد بد وهابيان گفت:‌ آنان با سوء استفاده از همين اختلافات است كه اين چنين ناجوانمردانه افرادي مثل شهيد توكلي را به شهادت مي‌رسانند و در ماه رمضان و در شب قدر اين‌گونه يك سرباز امام زمان(عج) را در حال تبليغ دين خدا پرپر مي‌كنند.
وي در ادامه افزود: ما با اهل سنت نظرات مشترك زيادي داريم، البته ديدگاه‌هاي مخالف هم وجود دارد، ولي بهتر است كه روي مشركاتي كه خداوند و پيامبر(ص) فرموده‌اند، تأكيد كنيم و از اين طريق بسياري از اين مشكلات را برطرف كنيم.
اين سخنران همچنين دين اسلام را تنها ديني دانست كه پايه‌ها و فروع آن از استحكام خاصي برخوردار است و تأكيد كرد: بايد براي محكم ماندن اين پايه‌ها و فروعات آن سعي و تلاش كنيم.
حجت الاسلام نظري منفرد در پايان گفت: اميدواريم كه مسؤولان كساني را كه مخلّ امنيت جامعه‌اند، با جديت تعقيب و مجازات كنند تا ديگر شاهد وقايعي از اين دست نباشيم.

maraseme_shahid_tavakkoli.jpgناامنی همچنان وجود دارد ، امنیت برقرار شود:

بیانیه طلاب سیستان و بلوچستان در آستانه چهلمین روز شهادت شهید قدر و محراب

خوشا به سعادتش! چه افتخارى بالاتر از اينكه در خانه‌ى خدا و در حال تلاوت قرآن و در محراب عبادت در شبی مبارك ـ كه همه مؤمنين آرزوى درك آن را دارند ـ به لقای پرودگارش نائل آيد و در ماه مهمانى خدا، مهمان مولا و مقتدايش اميرالمؤمنين«عليه‌السلام» گردد. چه افتخارى بالاتر از اينكه به جرم پيروى از ولايت امام على و اهل بيت عصمت و طهارت«عليهم‌السلام»، در خونش غوطه‌ور گشته و ملقّب به «شهيد قدر و محراب» استان شود. آرى، خوشا به سعادتش! او مصداق روشنى از اين آيه‌ى شريفه است كه: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً».
بر كسى پوشيده نيست كه همه‌ى فرق اسلامى از چنين اعمال ننگينى تبرّى جسته‌ و از چنين پست‌فطرتانى متنفّرند و بدون ترديد، ضاربين سفّاك اين روحانىِ پاك باخته و مهاجر فى سبيل الله، نه تنها مسلمان نيستند بلكه بويى از انسانيت هم نبرده‌اند.

جنايت‌پيشه‌گانِ تروريست، همان جيره‌خواران سر سپرده‌ى دشمنان اسلام و مسلمين‌اند كه با هدف سلطه‌ى كامل بر جهان اسلام در عراق، افغانستان، فلسطين، لبنان و هر نقطه‌اى كه فرياد عدالت‌خواهى بشنوند، براى ايجاد تفرقه‌ى امت اسلامى دست به فجيع‌ترين جنايات زده و مى‌زنند. كوردلان كج فهم و تكفيرىِ وهابى هم ـ كه مصداق بارز خوارجِ زمانند ـ بدانند نه فتاواى تكفير و مشرك دانستن شيعيان و نه حكم به تخريب اماكن متبركه و بارگاه نورانى ائمه هدى«عليهم‌السلام» و نه فتوا به پشتيبانى از رژيم صهيونيستى عليه حزب الله قهرمان لبنان، و نه به شهادت‌رساندن جوانان مؤمن پاك‌باخته‌اى چون مهدى توکلی عزيز، هيچ كمكى به سيرِ زوال و انحطاط روزافزون آنان نمى‌كند. «وَمَكَروا وَمَكَرَ اللهُ وَاللهُ خَيْرُ الْماكِرِين».

در آستانه‌ى چهلمين روز شهادت اين فدايىِ ولايت، ضمن تبريك و تسليت مجدّد به امام زمان«ارواحنا له الفداء»، رهبر معظم انقلاب«دام‌ظله‌العالى»، ملت شريف ايران، سلسله‌ى جليله‌ى روحانيت، خانواده‌ى محترم شهيد و مردم غيور استان سيستان و بلوچستان، چند نكته را متذكر مى‌شويم:
1. به رغم گذشت دو سال از جنايت تروريستى تاسوكى و ناامنى‌هاى گسترده در استان سیستان و بلوچستان، هر چند كارهاى خوبى در مقابله با اين حركات موذيانه انجام شده اما متأسفانه هنوز مردم استان از امنيت كامل برخوردار نيستند و برخورد قاطع و همه‌جانبه‌اى با عوامل اصلى و حاميان آنان صورت نگرفته است و عوامل جنايت اخير هم هنوز معرفى نشده و به سزاى جناياتشان نرسيده‌اند.
2. هرچند وابستگى تروريستهاى جنايت‌پيشه به استكبار بر كسى پوشيده نيست، اما ضعف مديريتِ كلان فرهنگى در استان و وجود برخى سخنان و حركات فتنه‌انگيز در سايتها و تريبونهاى رسمى را هم كه بهانه به دست نابخردان مى‌دهد، نبايد ناديده گرفت. بر مسئولان عالى‌رتبه نظام مقدّس اسلامى است که با برنامه¬ریزی منسجمی موجبات بسط و تعمیق فرهنگ و انديشه‌ى اسلامى در استان را فراهم آورند تا در كنار زدودنِ محروميت اقتصادى، محروميت فرهنگى هم از استان برچيده شود.
3. در آستانه‌ى انتخابات مجلس هشتم، شاهد حركتهاى تفرقه‌افكنانه‌ى برخى گروههاى سياست‌پيشه در داخل و خارج استان هستيم كه جز در هنگام كسب و خريد رأى، لحظه‌اى به فكر مردم نيستند. انتظار این است که مسئولان نظام جلوى اينگونه حركتها را كه با هدف دامن‌زدن به اختلافات قومى و مذهبى و بهره‌كشى سياسى انجام مى‌شود، گرفته و مردم محروم استان را كه گرفتار ناامنى هستند، درگير كشمكشهاى سياسى نكنند. بدون ترديد مردم شريف و زحمت‌كشِ استان، خود خادمان مخلص و دردآشنايشان را مى‌شناسند و نيازى به عَلَم كردن مهره‌هاى تفرقه افکن ندارند.
مجمع طلاب و فضلاى سيستان و بلوچستان مقيم قم
آبان 1386

گزارش تصویری خبرگزاری رسا از مراسم چهلم در قم (1)

گزارش تصویری خبرگزاری رسا از مراسم چهلم در قم (2)

 

گرفته شده از:http://lakzaee.blogfa.com/



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


مولوی  همچون خر در گل مانده ومیترسد جلو بیاید!!!

و اما:


دکتر سید محمد حسینی قزوینی، مسئول مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج) با انتشار بیانیه ای از مولوی عبدالحمید به دلیل طفره رفتن مکرر ایشان از مناظره و گفتگوی دوستانه انتقاد کرد.


دکتر سید محمد حسینی قزوینی، مسئول مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج) با انتشار بیانیه ای از مولوی عبدالحمید به دلیل طفره رفتن مکرر ایشان از مناظره و گفتگوی دوستانه انتقاد کرد.

به گزارش شیعه نیوز، در این بیانیه که دکتر حسینی قزوینی آن را سخن پایانی خود خطاب به مولوی عبدالحمید اظهار داشته، آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم
1 ـ در این بیانیه عبارتهایی دور از ادبیات اسلامی به کار رفته بود و دو شخصیت جهانی شیعه (آقایان دکتر عصام و دکتر تیجانی) مورد اهانت مجدد قرار گرفته بودند و نظام جمهوری اسلامی و قوه قضائیه نیز به جانبداری متعصبانه متهم شده بودند و... به ایشان و همفکران عزیرشان خالصانه سلام گفته و کریمانه از کنار آن مطالب نادرست مرور می کنم.

2 ـ دعوت اولیه این جانب از جناب مولوی عبدالحمید، مناظره و گفتگوی دوستانه در خصوص مطالبی بود که ایشان در خطبه های نماز جمعه زاهدان نسبت به دو شخصیت شیعه آقایان دکتر عصام و دکتر تیجانی مطرح کرده بودند و ملتزم بودیم که بحث و گفتگو به خارج از آن کشیده نشود و انتظار از جناب مولوی خیلی فراتر از این بود که قضیه را به انحراف کشانده و به یک معضل تبدیل کرده و با جوسازی علیه نظام و قوه قضائیه، بهره برداری سیاسی نمایند.

3 ـ اگر مسأله اتحاد میان مسلمانان از دیدگاه جناب مولوی عبدالحمید این همه حائز اهمیت است، پس چرا در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی در همایش ختم صحیح بخاری از آقای دکتر محمد إبراهیم رئیس دادگاه مدینه دعوت کردند و ایشان در سخنرانی خود به مقدسات شیعه اهانت کرد و ایشان نه تنها به سخنان وی اعتراض نکردند؛ بلکه در سفر اخیر خود به مدینه منوره از حضور ایشان در همایش، تشکر نمودند.

و چرا در سال اتحاد ملی کتابهای وهابیون که شیعه را به مشرکان عصر رسالت تشبیه کرده و خون و مال آنان را مباح دانسته، در سایت رسمی حوزه علمیه زاهدان قرار داده اند مانند: توسل مشروع ...، رساله شیخ الاسلام ابن تیمیه و...

چرا در برابر حرکت های تند وهابیت بر ضد شیعه عکس العمل مناسبی نداشته اند؟

چرا بیانیه 38 تن از علمای وهابی افراطی عربستان، در وجوب قتل شیعیان و تخریب حرم امامام معصوم (ع) را محکوم ننمودند؟

چرا با فتوای ضدّ اسلامی بن جبرین وبراک، در تخریب حرم امیرالمؤمنین و امام حسین و ابوالفضل علیهم السلام برخورد صریح نداشتند؟ بلکه کتاب بن جبرین و صالح فوزان وعبد الرحمن دمشقیه که از تکفیریون وهابی هستند، هم اکنون روی سایت رسمی حوزه علمیه زاهدان موجود است!! و صدها چراها که فرصت بازگو کردن آن نیست!!!

4 ـ چگونه جناب مولوی عبد الحمید از انتقال دو نفر از مذهب مالکی و وهابی به مذهب شیعه این چنین حساسیت به خرج داده و جوسازی می کنند با این که در تاریخ، افراد متعددی از مذهب حنفی به شافعی و از شافعی به حنفی و... منتقل شده اند، همانگونه که مناوی از شخصیتهای بزرگ اهل سنت می گوید: گروهی از بزرگان اهل سنت از مذهب خویش به دیگر مذهب انتقال یافته اند همانند: عبد العزیز بن عمران که از مذهب مالکی به مذهب شافعی منتقل شد و ابوثور، از حنفی به شافعی وطحاوی، از شافعی به حنفی، و امام سمعانی از حنفی به شافعی، و خطیب بغدادی وآمدی وابن برهان از حنبلی به شافعی، و ابن فارس از شافعی به مالکی، و ابن دهان از حنبلی به حنفی و از حنفی به شافعی انتقال مذهب دادند. فیض القدیر، ج 1، ص 273

5 ـ مقام معظم رهبری ـ مدّ ظلّه الوارف ـ که امسال را «سال اتحاد ملی وانسجام اسلامی» معرفی نمودند، هرگز از مناظره و گفتگوی دوستانه علمی منع نفرموده اند، و به تعبیر شهید مطهری: «آن چه نباید صورت گیرد، کارهایی است که احساسات و تعصّبات و کینه های مخالف را بر می انگیزد، امّا بحث علمی سروکارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات». امامت و رهبری، ص 21

6 ـ مگر جناب مولوی عبد الحمید ودیگر عزیزان اهل سنت در مناظره و گفتگوی علمی چه مطالبی می خواهند مطرح کنند که از دادگاه ویژه روحانیت هراس دارند؟ و آیا تا کنون قوه قضاییه به خاطر طرح مسائل علمی دور از تعصب و اهانت، کسی را مورد مؤاخذه قرار داده است؟

7 ـ آیا هدف از کشاندن مناظره به یکی از کشورهای اسلامی و پیش داوری غیر منصفانه، فراهم ساختن زمینه بدبینی و جو سازی علیه نظام جمهوری اسلامی نیست؟ و یا پیشنهاد دعوت از افرادی از خارج از کشور جهت مناظره، نشانگر ضعف علمی نیست؟

8 ـ این جانب مباهله را رد نکرده ام، بلکه پیشنهاد نموده ام که با الهام از سیره نبی مکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اول مناظره و گفتگوی علمی دوستانه صورت پذیرد و در صورتی که گفتگوی علمی به بن بست رسید، نوبت به مباهله خواهد رسید و آمادگی کامل خود را برای مباهله اعلام نموده ام.

در پایان برای آخرین بار از جناب مولوی عبد الحمید در خواست می کنم با بهانه های واهی از گفتگوی دوستانه که بهترین راه برای حل اختلاف فیمابین و زمینه ساز وحدت می باشد، طفره نروند.

وَالسَّلاَمُ عَلَی مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَی.

دکتر سید محمد حسینی قزوینی 7/8/86



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


تا جايي كه من اطلاع دارم، وي [توريست ژاپني] زنده و سالم است و ما در تلاشيم كه وي آزاد شود، البته نه از سوي جمهوري اسلامي بلكه توسط ما، ما به آنها (گروگانگيران) گفتيم كه صحبت كردن با رژيم فايده‌اي ندارد و مستقيما با ژاپن يا سازمان‌هاي حقوق بشر بين‌المللي وارد گفت‌‌وگو شويد تا بتوانند بر ايران فشار بيشتري بياورند.
سردسته گروهك تروريستي موسوم به «جند‌ا...» گفت: ماه رمضان شرايط بسيار سختي سپري كرديم و اكنون حالت طبيعي نداريم.

به گزارش «تابناك»، «عبدالمالك ريگي»، با حضور در برنامه «پنجره‌اي رو به خانه پدري» كه توسط عليرضا نوري‌زاده تحت عنوان «كانال يك» لوس‌آنجلس پخش مي‌شود، با اشاره به ربودن شدن يك توريست ژاپني گفت: از زماني كه اين دانشجوي ژاپني توسط عده‌اي شرور ربوده شد، تا از اين طريق بر رژيم فشار بياورند، از همان ابتدا اعلام كرديم، تلاشمان را براي پيدا و آزاد كردن وي انجام خواهيم داد. زيرا مردم بلوچ مثل همه مردم ايران مهمان‌نواز هستند و اميدواريم كه بتوانيم اين مسئله را حل كنيم.

وي در ادامه اين گفت‌وگوي تلفني مدعي شد: جمهوري اسلامي مي‌خواهد مبارزان بلوچ را عده‌اي تروريست معرفي كند و چهره‌اي مخدوش از ما به جهانيان عرضه ‌كند تا حقيقت را پنهان كند.

وي در ادامه افزود: تا جايي كه من اطلاع دارم، وي [توريست ژاپني] زنده و سالم است و ما در تلاشيم كه وي آزاد شود، البته نه از سوي جمهوري اسلامي بلكه توسط ما، ما به آنها (گروگانگيران) گفتيم كه صحبت كردن با رژيم فايده‌اي ندارد و مستقيما با ژاپن يا سازمان‌هاي حقوق بشر بين‌المللي وارد گفت‌‌وگو شويد تا بتوانند بر ايران فشار بيشتري بياورند؛ البته مسبب همه اينها جمهوري اسلامي است.

سردسته گروه تروريستي «جندا...» در حالي كه در كارنامه گروهك خود كشتار مردم بيگناه و بي‌دفاع سيستان و بلوچستان، ترور و كشتن مأموران نيروي انتظامي و آتش كشيدن ماشين‌هاي شخصي مردم و نيز ربودن جوانان ايراني اسلامي را به ثبت رسانده است، در خصوص اصول مبارزه خود با نظام جمهوري اسلامي گفت: بايد وضعيت زندگي مردم را مد نظر قرار داد و نه آن‌كه از دور بر اساس برخي شنيده‌ها قضاوت كرد. اصول ما اين است كه هيچ بي‌گناهي كشته نشود و تنها موضع دفاعي نداريم و از اين پس اگر اسيري گرفته شد، با او رفتار انساني و درست مي‌شود و وسايل آرامش او فراهم شده و شكنجه نمي‌شود.

وي در حالي كه ربوده‌شدگان خود در حوادثي چون «تاسوكي» از اقشار مختلف مردم از جمله دانش‌آموز، دانشجو، كسبه و مأموران نيروي انتظامي را كشته و براي ايجاد رعب و وحشت فيلم‌هاي آن را به صورت CD در بين مردم پخش كرد، مدعي شد: وقتي ما سربازان اسير شده رژيم را آزاد مي‌كنيم و نمي‌كشيم مشخص است كه غيرنظاميان را نمي‌كشيم، در جنگ به يك اصولي پايبنديم و اگر بخواهيم مثل آنان(نيروي انتظامي) عمل كنيم، وضعيت بلوچستان بسيار وخيمتر خواهد شد. من انكار نمي‌كنم كه حركات اشتباهي نيز صورت گرفت.

وي در پاسخ به سؤال‌ نوري‌زاده كه آيا خود را قوي‌تر احساس مي‌كنيد و تا چه اندازه تهديد مي‌‌شويد، گفت: دو نوع قدرت داريم يكي مادي و ديگر معنوي. از لحاظ مادي چون يك گروه كوچك و در برابر ارتش يك رژيم هستيم، ناچيزيم و اين روزها مشكلات زيادي هم براي ما بوده است خصوصا [در زمينه] مالي و امنيتي، هم در كو‌ه‌هاي ايران، هم جاهاي ديگر [شرايط نامناسبي داشتيم] و ما در ماه رمضان شرايط بسيار سختي سپري كرديم و اكنون حالت طبيعي نداريم، اما به لحاظ معنوي در سطح بالايي هستيم و روحيه ما تقويت شده است.
نظرات كاربران:

وخداوند روزي دروغگويان را سيه رو خواهد كرد و نمرود را به دست پشه اي نابود . عجبا از تروريستي كه با آن همه جنايت و كشت و كشتار و دروغ پراكني با اجانب و نوكران آن دم خور مي شود و مظلوم نمايي مي كند . باب گروگانگيري را در استان سيستان و بلو چستان همين عبدالشيطان بنا نمود ولي امروز خود را بي گناه جلوه مي دهد . ودم از دين و معنويت مي زند . خدا يا تو خود جزاي اين نابكاران دغل را آن چنان كه سزاوار آن هستند بده .

.او فردی است که مادر او عمه وخاله ی اوست وپدرش دایی وعموی اوست.

لعنت خدا بر این افراد شیطان صفت که اینگونه به کشتن مسلمانان میپردازند وان شاالله شاهد به دار اویخته شدنشان خواهیم بود .

مالک:روزی میرسد که چون سگ صدا دهی والتماس کنی اما ان روز بخشیده نمیشوی



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


با سلام

چند روزی هست شاهد فرارهای مولانای وهابیت ومثلا شیخ السلامشون(عبدالحمید) از مناظره با چند عالم شیعه هستیم که این کمال کم عقلی این عالمان سنی را میرسونه شما که اینهمه ادعا دارید کجایید بیایید از مذهب مستحکم وهابیت خودتون دفاع کنید ما وبزرگانمون آماده اند تا به شما جواب بدن البته با حفظ احترام دو طرف بیایید ما منتظریم.

متاسفانه این بار اول این آقایون نیست که از مناظره ومباهله باشیعیان خودداری میکنند امروز پیش یه بزرگی رفته بودم وداشتم باهاش حرف میزدم حرفهای قشنگی میزد

میگفت :

بار اولشون نیست که فرار میکنن اخه وقتی میدونن اعتقاداتشون پوچ وبی معنا هست بیان جلو که چی بشه میگفت چند سالی قبل به چند بزرگ سنی درخواست مناظره شد که قبول نکردند وبعد پیشنهاد مباهله رو دادن اما این آقایون مثلا عالم سنی گفتن مباهله  باید توی مکه باشه وکنار حجر السود ومیخواستن با این حرف شونه خالی کنن در صورتی که مباهله باید مدینه باشه وتوی یه بیابان (اینم یه نشونه از نادانی این بزرگان سنی) 

دکتر مومنی دکترای اصول فقه در دانشگاه قم می فرمود: من سال پیش دعوت شدم برای مناظره با عبدالحمید و بلافاصله عازم زاهدان شدم اما با در بسته مواجه شدم و چند ساعتی پشت درب مسجد مکی منتظر بودیم تا این عالم بزرگ سنی با اون همه ادعا در رو برای ما باز کنند اما در باز نشد وبا بهنه تراشی ما رو برگردوندن وما مجبور به بازگشت شدیم .اینه عزمت وهابیت وسنی بودن

در ادامه ان شاالله مطلب دیگری از این رسوایی را در صدر اسلام ذکر خواهم کرد(در روزهای آتی)

حالا با اینهمه ماجرا خدایی خودتون بگید کدوم برتر هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عبدالحمید با اونهمه ادعای مسلمانی ولی ترس از یه بحث کوچیک ودر واقع دفاع از مذهب خودش؟؟؟

یا شیعیان که آماده ی مناظره هستن؟؟؟

آقای عبالحمید  یا دهنت رو ببند یا یه چیزی میگی سر حرف خودت باش چرا اینقدر باید ترسید شما که با خدایید ما بی خدا هستیم پس بیا مارو رسوا کن

منتظریم عبدالحمید بیا جلو

بروید خجالت بکشید رهبر شما جرات رویارویی با چند جوان طلبه را ندارد بعد میخواهد با رهبرمان مناظره کند.واقعا برایتان متاسفم بهانه تراشی نکنید

بیا جلو عبدالحمید چرا میترسی؟؟



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


خبرگزاري شيعه نيوز:

مجدداً از جناب آقای مولوی عبدالحمید دعوت می کنیم که خود بزرگ بینی را کنار گذاشته و به این گفتگوی دوستانه پاسخ مثبت دهند و یقین کنند که احترام هریک از طرف مقابل کاملا محفوظ و مقدسات هیچیک از طرفین مورد اهانت قرار نخواهد گرفت.

به دنبال فرار مولوی عبدالحمید از مناظره با دکتر حسینی قزوینی، رئیس بخش حدیث دانشگاه بین المللی آل البیت علیهم السلام بار دیگر امام جماعت مسجد مکی را به مناظره و مباهله دعوت کرد.

به گزارش شیعه نیوز، دکتر سید محمد حسینی قزوینی، مسئول مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج) با انتشار بیانیه ای به درخواست مولوی عبدالحمید جهت انجام مباهله پاسخ داد.

در این بیانیه از مولوی عبدالحمید دعوت شده است که خود بزرگ بینی را کنار گذاشته و به این مناظره که در قالب یک گفتگوی دوستانه است، پاسخ مثبت دهد و به ایشان اطمینان داده شده است که احترام هریک از طرف مقابل کاملا محفوظ و مقدسات هیچیک از طرفین مورد اهانت قرار نخواهد گرفت.

در ادامه این بیانیه اظهار امیدواری شده است که با الگو پذیری از روش پیامبر گرامی اسلام صلّی اللّه علیه وآله، در صورتی که گفتگوی دوستانه نتیجه نبخشید، نوبت به مباهله خواهد رسید.

متن بیانیه ارسالی دکتر حسینی قزوینی به شیعه نیوز بدین شرح است:

«به دنبال دعوت این جانب از جناب مولوی عبد الحمید برای مناظره و گفتگوی دوستانه پیرامون سخنان ایشان در نماز جمعه زاهدان، در سایت ویژه حوزه علمیه زاهدان اعلام کردند که ایشان حاضر به مناظره نیست بلکه آماده مباهله می باشد و شاگردان ایشان با شرائطی، آمادگی خود را برای مناظره اعلام کرده اند. اینجانب ضمن احترام به جناب مولوی عبد الحمید اعلام می دارم:

1 ـ فرار از مناظره بر خلاف سیره أنبیاء و علمای اسلام است که در طول تاریخ در موارد اختلافی با یکدیگر به گفتگو و مناظره می پرداختند.

2 ـ ارجاع به شاگردان، نوعی فرار از مناظره و تحقیر طرف مقابل و عدم رعایت شأن علمی و دور شدن از صفا وصمیمیت است.

اگر هدف از جلو فرستادن شاگردان، جدل و مناقشه وتحریک عواطف و احساسات، وشعله ور ساختن آتش اختلاف میان شیعه و سنی می باشد، این کار نه تنها مخالف با نظر مقام معظم رهبری مدّ ظله الوارف می باشد که امسال را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی معرفی نموده است بلکه دست زدن به چنین کاری مخالف سیره أئمّة علیهم السلام و روش بزرگان شیعه و مراجع عظام تقلید است.

در جهان امروز که دشمنان اسلام، در جهت ایجاد اختلاف و تنش های مذهبی و نابودی اسلام و مسلمانان، تمام تلاش خود را به کار می برند، جدل و مناقشه دو گروه مذهبی که تابع یک دین می باشند و مشترکات متعددی دارند، خیانت به اسلام می باشد.

3 ـ مناظره را مشروط به شرطی نمودن در مقابل کسی که هیچ شرطی قائل نیست، خلاف عدالت است.

4 ـ اگر جناب آقای مولوی عبد الحمید بر این باور هستند که یک شخصیتی شناخته شده و... می باشند، با شرکت در مناظره دوستانه و بدون جدل، عملاً راه و روش مناظره صحیح را به دیگر افراد آموزش دهند.

5 ـ مباهله در صورتی است که بحثهای علمی و منطقی به بن بست رسیده باشد، همانگونه که رسول اکرم (ص) پس از بحث و مناظره با نصاری نجران و اصرار آنان بر عناد، پیشنهاد مباهله دادند.

فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنْ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ... آل عمران: 61.
فخر رازی از علمای بزرگ اهل سنت می گوید: (فَمَنْ حَاجَّکَ) بعد هذه الدلائل الواضحة والجوابات اللائحة فاقطع الکلام معهم وعاملهم بما یعامل به المعاند ، وهو أن تدعوهم إلی الملاعنة. تفسیر الکبیر، ج 8، ص 82.

مجدداً از جناب آقای مولوی عبد الحمید دعوت می کنیم که خود بزرگ بینی را کنار گذاشته و به این گفتگوی دوستانه پاسخ مثبت دهند و یقین کنند که احترام هریک از طرف مقابل کاملا محفوظ و مقدسات هیچیک از طرفین مورد اهانت قرار نخواهد گرفت؛ زیرا بر این عقیده هستیم که اهانت و جسارت به مقدسات اهل سنت و یا شیعه خیانت به اسلام و گناه نابخشودنی است.

بنا بر این، با الگو پذیری از روش پیامبر گرامی صلّی اللّه علیه وآله، در صورتی که گفتگوی دوستانه نتیجه نبخشید، نوبت به مباهله خواهد رسید.

خوانندگان گرامی می توانند پاسخ مفصل را در سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج) www.valiasr-aj.com مطالعه فرمایند.»

گرفته شده از:  http://lakzaee.blogfa.com



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


مباهله به جای مناظره؟

سایت شیعه نیوز که در چند روز قبل خبر اعتراض شیخنا عبدالحمید را منتشر کرده بود و دکتر حسینی نامی وی را دعوت به مناظره کرده بود امروز خبر از رد این مناظره توسط مولوی خبر داد.

عبدالحمید در حالی مناظره را رد کرده که در عین حال از مباهله استقبال کرده است!

شگفت این که شیخ ما تصور کرده که در جای پیامبر خدا نشسته و در برابرش غیر مسلمانان! سنگی برداشته که هرگز موفق به زدنش نمی شد.

این حرکت وی گرچه ممکن است در جلب نظر عوام اهل سنت و برخی مولوی های بی سواد ما خوب جلوه کند اما نخبگان اهل سنت معتقدند برای فرار از مناظره و گفت و گو که سنت پیامبر و اصحاب وی می باشد چیزی جز مباهله مولوی را نجات نمی دهد.

در همین حال نخبگان اهل سنت از این اقدام مولوی به شدت گلایه دارند و معتقدند اگر ایشان حرفی برای گفتن داشت به جای ترک میدان به گفت و گو و مناظره می پرداخت.

ضمن این که باید توجه داشت که ایشان جایگاه بزرگی را برای خود تصور کرده است. چیزی که حتی در بین اصحاب حضرت رسول نیز نمی توان ادعایی را یافت.

مولوی سنگ بزرگی را برداشته که تا بخواهد آن را بلند کرده و پرتاب کند در زیر آن له شده و از بین خواهد رفت. خوب بود ایشان برای راضی کردن نخبگان اهل سنت سنگی کوچک و در اندازه و قد قواره خود بر می داشت تا در زیر آن خرد نگردد و تاوان آن را اهل سنت نپردازد.

و اما آنچه شیعه نیوز خبر داد را در ادامه بخوانید:

مولوی عبدالحمید، امام جماعت مسجد مکی زاهدان دعوت به مناظره از سوی دکتر حسینی قزوینی را رد کرد.

به گزارش شیعه نیوز، در پی انتشار خبر اعتراض شدید مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان نسبت به شبکه سوم سیما، دکتر سید محمد حسینی قزوینی روز جمعه 27 مهرماه آمادگی خود را جهت مناظره با ایشان بدون هیچ پیش شرطی اعلام کرد.

دکتر حسینی قزوینی، عضو هیأت علمی و رئیس بخش حدیث دانشگاه بین المللی آل البیت علیهم السلام، استاد حوزه علمیه قم در سطوح عالی و مسئول مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج) می باشد که در اطلاعیه ای که در شیعه نیوز منتشر گشت، آمادگی خود را برای مناظره با عبدالحمید اعلام کرده بود.

پس از گذشت چند روز از دعوت به مناظره عبدالحمید توسط دکتر حسینی قزوینی، حوزه دارالعلوم زاهدان از رد این مناظره از سوی امام جماعت مسجد مکی زاهدان خبر داد.

بنابر این گزارش، این حوزه به علت آنچه که شخصیت شناخته شده و جهانی عبدالحمید خوانده و همچنین پرهیز از بحث، جدل و مناقشاتی که در مناظره ها رخ می دهد، میدان مناظره را برای شخص عبدالحمید مناسب ندیده و آورده است: «اگر آقای دکتر قزوینی آمادگی مباهله داشته باشد، ایشان جهت مباهله آمادگی کامل خود را اعلام می‌دارند.»

به گزارش شیعه نیوز، حوزه دارالعلوم زاهدان در ادامه می افزاید: «این در واقع روش حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم و بزرگان دین است. آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم نیز دعوت به مناظره شدند اما پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم خواستار مباهله شدند.»

گرفته شده از:http://www.balooch2007.blogfa.com/



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 

Template Designer : Green Apple