تبليغاتX
مـهـرورزی
مـهـرورزی ودوستی با مردم نصف عقل است امام موسی کاظم(ع)

در ليلة العقبه هنگاميكه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از تبوك مراجعت مي كردند و قصد عبور از گردنه را داشتند دوازده نفر از صحابه كرام قصد ترور و كشتن پيامبر صلوات الله را داشتند و در حاليكه صورت خود را بسته بودند به حضرت حمله ور شدند .

راستي اين دوازده نفر چه كساني بودند؟؟؟؟

 

طبق نظر علماي اهل سنت جزو صحابه ي معروف پيامبر بودند . ابن حزم نام 5تن از بي دينان را برده كه بسيار شگفت انگيز است آنجا كه در كتاب(المحلي ج11 ص224) نقل ميكند :

((ان ابابكر و عمر و عثمان و طلحه و سعد بن ابي وقاص ارادوا قتل النبي والقاه من العقبه في تبوك ))

ابوبكر

عمر

عثمان

طلحه

سعد بن اي وقاص

لعنت الله عليه

هرچند ابن حزم راوي اين حديث را كه وليد بن جميع مي باشد ضعيف مي داند اما علماي رجال اهل سنت مانند:

ابونعيم وابوزرعه و يحيي بن معين و احمد بن حنبل و ابن حبان و عجلي و ابن سعد و ديگران او را موثق مي دانند .

(الثقات ص465حديث 1773-تاريخ السلام (خلفا)494-بدايه و النهايهج5 ص25)

همينطور طبق نقل بسياري از كتب رسول خدا صلوات الله در شرف رحلت خويش

در خواست كردند كاغذ و قلمي برايم بياوريد اما عمر جلوگيري كرد و

( گفت پيامبر هذيان ميگويد اورا رها كنيد،قران براي شما كافي است )

اين حديث احمد بن حنبل در كتاب مسند خود در صفحه ي 355 اورده است

آيا نقشه ي قتل پيامبر ، آتش زدن احاديث پيامبر،جلوگيري از نقل احاديث پيامبر،منع خارج شدن صحابه از شهر ،ممنوعيت نامگذاري اسم محمد ،جلوگيري از وصيت كردن پيامبر و كشتن افرادي كه اسم علي دارند جزء سنت پيامبر بوده است؟؟؟؟؟؟؟

يا اينكه اين كارها فقط سنت پيامبر را از بين مي برد؟؟؟؟

آيا اين كارها نشانه ي دوستي با رسول خداست يا....؟؟؟

 

شما كه پيرو اين سه خليفه ي پست خود ميباشيد چگونه ميتوانيد اسم پيامبر صلوات الله را بر زبان بياوريد و مدعي شويد كه ادامه ي دهنده راه ايشان هستيد؟؟؟؟؟

 

ما ز محبان علي (ع) و عمر ، هيچ نگوييم ز خير و ز شر

 

حشر محبان علي (ع) با علي ، حشر محبان عمر با عمر



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


نماینده مردم زاهدان درمجلس شورای اسلامی از بازداشت 6 نفر در خصوص ترور قاضی ابراهیم کریمی معاون دادگستری سراوان خبر داد.

حسینعلی شهریاری با اعلام این خبر به خبرنگار پارلمانی مهر گفت : مسوولان امنیتی و انتظامی با جدیت در حال پیگیری هستند و امیدواریم در روزهای آینده نسبت به دستگیری کسانی که 16 مامور ناجا را در سراوان به گروگان گرفته اند، اقدام شود.

لازم به ذکر است قاضی ابراهیم کریمی از قضات استان سیستان وبلوچستان روز گذشته حین عزیمت ازمحل کار به منزل، توسط دو ناشناس با شلیک چند گلوله مورد سوء قصد قرار گرفت و ضاربان ازمحل متواری شدند.

قاضی کریمی بعد ازانتقال به بیمارستان رازی سراوان پس از این عملیات تروریستی به علت شدت جراحات وارده ، به درجه رفیع شهادت نائل شد .

پیکر مطهر این شهید ، امروز صبح در سراوان و سپس زاهدان توسط مردم شهید پرور تشییع شد.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


امروز صبح دوتن از 16 سرباز ربوده شده ي سراوان به دست سگ صفتان و منافقين كور دل به شهادت رسيدند.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


يك مقام آگاه در استان سيستان و بلوچستان گفت: شب گذشته 12 تروريست مسلح كه از اعضاي گروه ريگي بودند در بم پور ايرانشهر دستگير شدند.

اين مقام آگاه در سيستان و بلوچستان در گفتگو با فارس، با اشاره به اينكه 3 نفر از اعضاي گروه عبد المالك ريگي در اين درگيري به هلاكت رسيدند گفت: دوازده عضو گروه عبد المالك ريگي كه قصد انجام عمليات تروريستي در روستاهاي بخش بم پور شهرستان ايرانشهر را داشتند طي عملياتي دستگير شدند.
اين منبع آگاه در ادامه افزود: در اين عمليات هيچ گونه تلفاتي به نيروهاي ايراني وارد نشده است.

پيش از اعلام خبر دستگيري اين دوازده عضو گروه تروريستي ريگي در بم پور ايرانشهر كريمي معاون دادگستري شهرستان سراوان در استان سيستان و بلوچستان ظهر ديروز پس از خروج از محل كار خود به دست 2 تن از اشرار مسلح كه با موتورسيكلت در محل حضور يافته بودند ترور شد و به شهادت رسيد.
كريمي تاكنون فعاليتهاي مختلفي را براي مقابله با شرارت‌هاي باندهاي منطقه انجام داده بود


+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


شهادت انسان برومند ، معاون دادگستري سراوان(جناب آقاي كريمي) را در ظهر امروز  توسط نامردان و بي دينان اموي تبريك و تسليت عرض ميكنم.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


وزير اطلاعات اعلام كرد: يك توريست تبعه ژاپن و امام جمعه فهرج كه توسط قاچاقچيان و اشرار مسلح شرق كشور ربوده شده بودند، آزاد شدند.

به گزارش فارس، غلامحسين محسني‌ اژه‌اي وزير اطلاعات در مصاحبه با خبرنگاران اعلام كرد: يك توريست تبعه ژاپني كه حدود 10 ماه پيش توسط قاچاقچيان مواد مخدر و اشرار مسلح شرق كشور ربوده و به پاكستان منتقل شده بود و اشرار در قبال آن از جمهوري اسلامي ايران درخواست آزادي عناصر زنداني خود در داخل كشور را داشتند، آزاد شد. متعاقب اين اقدام تروريستي و به جهت اعمال فشار مضاعف بر مقامات ايران، دو ماه قبل نيز امام جمعه فهرج توسط همين اشرار به گروگان گرفته و به پاكستان انتقال داده شده بود.
وزير اطلاعات افزود: با تلاش و اقدامات اطلاعاتي - عملياتي سربازان گمنام امام زمان (عج) در اداره كل اطلاعات سيستان و بلوچستان و همكاري اعضاي شوراي تأمين استان به ويژه دستگاه قضايي، عناصر اصلي گروگان‌گير دستگير و اشرار متواري در پاكستان مجبور شدند تبعه ژاپني و امام جمعه فهرج را آزاد كنند.
محسني اژه‌اي همچنين بيان داشت: حميد ريگي برادر شرور مالك ريگي كه از عناصر اصلي در جنايت‌هاي تاسوكي و دارزين بوده، پس از متواري و پنهان شدن در پاكستان، با تلاش پليس پاكستان دستگير و امروز شنبه 25/3/87 تحويل جمهوري اسلامي ايران شده است.

در اين رابطه وزارتخانه‌هاي اطلاعات، كشور، امور خارجه و دستگاه قضايي در يك اقدام هماهنگ توانستند اقتدار و صلابت نظام اسلامي را به نمايش گذاشته و ضربه مهلكي بر گروهك تروريستي و شرور ريگي وارد آورن


+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


یک مقام آگاه گفت: با تلاش و پیگیری دستگاه های ذیربط در جمهوری اسلامی ایران، عبدالحمید ریگی به همراه تعدادى از تروریستهاى جنایتکار، از سوی مقامهای کویته پاکستان تحویل مقامهای ایرانی شد‏.‏


به گزارش رجانیوز، این مقام آگاه در گفتگو با فارس افزود‏:‏ عبدالحمید ریگی که یکى از اشرار و تروریستهاى معروف منطقه و عامل کشتار مردم بی گناه در سیستان و بلوچستان است ، صبح امروز در فرودگاه اسلام آباد از سوی مقامات ایران تحویل گرفته شد و با یک فروند هواپیمای اختصاصی به سمت ایران انتقال داده شد.‏


وی اظهار داشت‏:‏ ریگی که طی سال گذشته در زندان کویته مرکز ایالت بلوچستان پاکستان زندانی بود به همراه ‏15‏ نفر دیگر تلاش داشتند با ارایه مدارک جعلی، خود را از اتباع پاکستان معرفی کنند اما با تلاش سفارت ایران در اسلام آباد، وزارت اطلاعات و وزارت امور خارجه به ایران تحویل داده شد‏.‏


این مقام آگاه افزود‏:‏ قرار بود وکلای عبدالحمید ریگی صبح امروز لایحه فرجام خواهی خود را به دادگاه عالی کویته و با هدف ممانعت از تحویل وی به ایران ارایه دهند اما قبل از آغاز به کار دادگاه ، ریگی به خاک کشورمان انتقال داده شد‏.‏


طبق توافق نامه امنیتی منعقد شده بین ایران و پاکستان، مقرر شده بود که پاکستان برخی از اعضای گروهک تروریستی جندالله به رهبری عبدالمالک ریگی از جمله عبدالحمید برادر وی را که در اختیار آن کشور هستند به ایران تحویل دهد.

 

گرفته شده از هامون،تفتان



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


پس از درگيريهاي اخير در زاهدان بدليل حمله چند ياقي سني نامسلمان به عذاداران دخت نبي اكرم صلوات الله عليه مطلب را در وبلاگ سني هاي نا مسلمان خوانديم جالب است شما هم اين متن را بخوانيد:

گزارشات تکمیلی از نا آرامی زاهدان پس از اهانت به یاران پیامبر

گزارشات رسیده از زاهدان حاکی است پس از نا آرامیهای چند روز پیش وضع زاهدان همچنان متشنج است دیروز عده زیادی از مردم سرگردان که یا فرزندانشان در بازداشت هستند یا مغازه هایشان را پلمپ کرده اند در مقابل شورای شهر و تعداد زیادی در داخل مسجد مکی تجمع اعتراض آمیز نموده اند که با خواهش مسئولین و علما مردم متفرق شده اند.

این مطلب اگر چه ماییه ناراحتی ما شده اما از طرفی مایه خوشحالی است زیرا سالها است مردم ما کتک می خورند اما به بهانه های دیگر و این نخستین بار است که برای دین خدا مورد ضرب و شتم قرار می گیرند از همین جهت روحیه بالایی دارند و می گویند جان ما فدای دین خدا.
----
واقعا مطلب جالبي بود :

عمر لعنت الله عليه  كه از ترس شمشير پيامبر مسلمان شد را بزرگتر از دختر رسول خدا ميدانند.

مگر شما نخوانديد پس از ضربت خوردن حضرت زهرا عمر لعنت الله براي پابوسي به در خانه ي ايشان امد؟؟؟؟؟

واي به حال شما و اين دينتان كه ان را اسلام نام گذاشته ايد در حالي كه ادعاي پيامبري رسول خدا را داريد اما به دخترش در ملا عام اهانت ميكنيد و عزاداران او را به شهادت ميرسانيد.

لعنت خدا بر شما عمر اگر عمر بود در جنگهايي كه همراه با پيامبر بود از ميدان فرار نميكرد .

عمر اگر مسلمان بود و پيامبري رسول خدا را قبول داشت منع حديث نميكرد .



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


در روزهاي اخير به خصوص در روز شهادت بانوي يكتاي عالم هستي حضرت صديقه ي طاهره فاطمه سلام الله شاهد بي احتراميهاي زيادي از سوي طرقداران جهل و نوادگان سه خليفه ي حرامي بوده ايم
از جمله ي آن يورش بردن اين بي دينان و كافران به سوي عزاداران حضرت و همچنين به آتش كشيدن ماشينهاي عزاداران فاطميه

و در شب گذشته شاهد به شهادت رسيدن يك زن شيعه با شمشير توسط اين بي دينان بوده ايم.

اما انچه گفتني است :

شما كه اينگونه طرفدار آن 3 حرام زاده و يا سه خليفه ي خود هستيد چرا حاظر نيستيد به سوالات شيعيان در خصوص خلفاي خود پاسخگو باشيد؟؟؟

مگر نميگوييد كه سني حق است و اين 3 تن از ياران پيامبر صلوات الله بوده اند كجاست سند شما؟؟؟؟

غير از اين است كه در كتابهاي بزرگان شما خلافت اين 3 تن را صحيح نميدانند؟؟؟

صحيح بخاري

تاريخ طبري

مسند احمدبن حنبل

تاريخ يعقوبي و.......

ايا ايه اي در مورد خلافت يكي از اينها در قران ذكر شده است در حالي كه براي ولايت اميرالمومنين علي عليه السلام بيش از 250 آيه اشاره به ولايت ايشان دارد؟؟؟؟؟

شما كه اجداد اجدادتان بر ميگردند به سال 645 ه.ق اين مذهب و اين اسلام را از كجا آورده ايد؟؟؟

آيا سخن پيامبر را نشنيده ايد كه به حضرت زهرا دختر خويش فرمودند هركه تو را برنجاند مرا رنجانيده و هركه مرا برنجاند خداوند را ناراحت كرده است؟؟؟؟

اماميه والسياسيه-ج1-ص20

آيا شما دليلي براي خلافت اين 3 تن داريد كه به ما ارائه دهيد شايد دين شما حق باشد و ما هم به سمت شما بياييم؟؟؟

بياييد عادلانه نگاه كنيد كساني كه در تمامي جنگها از سپاه پيامبر فرار مي كردند (عمر و ابوبكرو عثمان) آيا لياقت خلافت بر مسلمين را دارند.

كساني كه نقشه براي قتل حضرت رسول اكرم ميكشيدند لياقت جانشيني ايشان را دارند ؟؟؟
آيا پيامبر قاتلين خود را و نابود كنندگان اسلام و قرآن را جانشين خود بر مردم قرار ميدهد؟؟؟


هنگامي كه پيامبر قصد بازگشت از تبوك را داشتند 12 نفر در گردنه نقشه ي ترور ايشان را كشيدند كه در بين اينها كساني چون:
ابوبكر

عمر
طلحه
عثمان

سعدبن ابي وقاص وجود داشتند

به نقل از: المحلي ج11 ص224

اسلام شما از كجا گرفته شده؟؟؟در حالي كه بزرگان شما در حال حيات به تابعيبن تابيعين هم نميرسيدند؟


آيا اين است اسلام ناب محمدي كه پيامبر بشارت دهنده ي آن بود كه مال مردم را بخوريد و بر انها زور بگوييد؟؟؟

آيا غير از اين است كه ابوبكر 500 حديث پيامبر را آتش زد؟؟
)
ازهة المجالس ج 2 ص184

آيا نه اين است كه عمر نقل روايات پيامبر را منع كرد؟؟؟
تاريخ الامم والملوك ج 3 ص 273


بياييد عادلانه بنگريد و ببينيد حق چگونه است و باطل كجاست.



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


اللهم العن ظالميك يا فاطمه

http://i13.tinypic.com/62rp0rm.jpg

شهادت ام ابيها حضرت صديقه ي طاهره ، بانوي يكتا، حضرت فاطمه سلام الله عليها بدست سگ صفتان و رو سياهان تاريخ را خدمت ولايمان امام زمان عج و نايب بر حق ايشان حضرت آيت الله خامنه اي دامت بركاة تسليت عرض ميداريم.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


سخني پيرامون مذاهب چهار گانه

اهل سنت در اصول از اشعري و در فروع به يكي از  چهار مذهب حنفي،ماللكي،شافعي،حنبلي معتقد هستند.

در واقع مرجعيت علمي پس از اختلافات و كشمكش هاي مختلف از ميان صدها مجتهد روي چهار نفر استقرار يافت.
مالك،ابوحنيفه،شافعي،احمد بن حنبل سپس اجتهاد را حرام اعلام كردند و به همگان دستور دادند از اين چهار نفر پيروي كنند.

اين قضيه بر مي گردد به سال 645 هجري يعني قرن هفتم هنگامي قدرت حاكم مصلحت خود را منحصر كردن اجتهاد بر اين چهار نفر ديد.

حال سوا ما اينجاست:
*
اشعري كه 67 سال بعد از رحلت پيامبر صلوات الله بدنيا آمده  اصول عقايد خود را بر چه اساسي استوار كرده است؟؟؟؟

او كه خودش و پدرش و اجدادش پيامبر (ص) را نديدند چگونه مذهبي را پايه گذاري كردند؟؟

كدام آيه قرآن يا روايت گفته است كه بايد مردم از اشعري پيروي كنند؟؟

مردم تا سال 270 هجري قمري از چه كسي پيروي مي كردند؟؟
آيا آنها كه به پيامبر نزديك تر بودند و از اشعري تبعيت نمي كردند كار صحيحي انجام مي دادند يا مردم زمانهاي ديگر؟؟
ابوحنيفه متولد سال 80 ، مالك متولد سال95 ،شافعي متولد سال 150 و احمدبن حنبل متولد سال 164 هجري قمري فقه خود را از چه كسي گرفته اند؟؟
آيا آنان جزو صحبه يا تابعين بودند ؟؟يا اصلا تابعين تابعين را ديده اند؟؟

اگر نديده اند پس بر چه اساسي بايد از آنها پيروي كرد؟؟ چه دليلي بر پيروي از آنها وجود دارد؟؟

اهل سنت تا قرن هفتم كه مرجعيت فقهي نبود از چه شخص يا اشخاصي تبعيت مي كردند؟؟
آيا آنان راه راست را مي رفتند يا مردمي كه الان پيرو اين چهار مذهب هستند؟؟

مسلمانان در قرن ها سه گانه يعني اول و دوم و سوم به كداميك از اين چهار مذهب معتقد بودند؟؟
كداميك از صحابه و يا تابعين پيرو اشعري و يا ابوحنيفه و مالكي و شافعي بودند؟؟؟

چطور ممكن است وجود چهار مذهب با اجتماع و اتحاد مسلمانان موافق باشد اما همين كه به پنج برسد اين اجتماع به هم بخورد؟؟

آيا اتحاد به اين است كه يك مذهب به چهار مذهب تبديل شود؟؟

رسول خدا در حديثي كه  شيعه و سني نقل كرده اند فرمودند:(امت موسي پس از او به هفتاد و امت عيسي پس از او به  هفتاد و دو فرقه تقسيم شدند و پس از من امتم به هفتاد و سه فرقه تقسيم مي شوند كه تنها يك فرقه از آنها اهل نجات خواهند بود چنانكه از فرقه هاي امت موسي و عيسي نيز تنها يك فرقه اهل نجات بود)

حال سوال اينجاست:

كداميك از اين مذاهب چهار گانه اهل نجات هستند؟؟؟؟

چرا اهل سنت مي گويد به هر يك از اين چهار مذهب كه گرويدي اهل نجات خواهي بود؟؟؟؟

مگر اسلامي كه دارند غير از اسلام رسول اكرم صلوات الله بوده است؟؟؟؟؟؟

--------------------------------------------------------------------------------
با استناد به كتابهايي چون:
مسند احمد بن حنبل  87/5و398
فردوس الخبار ديلمي 360/2



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


حادثه دلخراش واژگونی خودری پژویی که از زاهدان عازم تهران جهت شرکت در مراسم سالگرد رحلت امام ره بود، متأسفانه چهار کشته و یک زخمی به جای گذاشت.
در این حادثه ی چهار نفر از بهترین انسانها به ملکوت اعلی پیوستند که دعا مى‌کنیم روحشان با رسول خدا و ائمه طاهرین [و صحابه راستین] محشور شود.
این اتفاق ناگوار را به خانواده‌های بازمانده و دوستان و هم‌کیشان و شهروندان تسلیت مى‌گوییم.عبداللهى
>اسامی مرحومین به شرح ذیل مى‌باشد:
1. حجت السلام عبدالکریم عبداللهی
2. مولوی فتح الله شاهوزهی
3. مولوی الیاس حسن زهی
4. یحیی سوری (سرباز)

این چهار نفر به رحمت خدا رفتند و آقای رضا قلاسی زخمی و فعلاً در بیمارستان بستری مى‌باشد که امید شفای ایشان را [از درگاه خداوند متعال] داریم.
نکته قابل ذکر اینکه «مولوی حسن زهی» چندی قبل به دلیل یک اظهار نظر شخصی در ارتباط با انتخابات و به طرفداری از انقلاب، مورد تنفر و انزجار مسجد مکی قرار گرفته و علیه ایشان در نشریات زاهدان با تهمت و افتراء مطلب نوشتند و همچنین ایشان را تهدید کردند که حرفهای خودش را پس بگیرد و تکذیب کند.
ایشان تا همین اواخر هم مرتب مورد بازخواست اهالی دارالعلوم زاهدان بودند که چرا از نظام حمایت مى‌کند.
این مولوی عزیز امام جمعه و جماعت مسجد کریم آباد زاهدان بود.
روحش شاد.

خداوند خوبان خودش را از میان امت جدا مى‌کند.
اما افسوس برای کسانی است که صبح تا شب با هدایت وهابیون عربستانی علیه نظام مطلب مینویسند و در تریبونها فریاد مى‌کشند.
اف بر مذبذبین و منافقین که سر سفره‌ی نظام نشسته‌اند و ریشه‌ی انقلاب را تیشه مى‌زنند.



منبع: تفتان خبر


ضمناً یادداشت «شادی وبلاگ مورد حمایت مسجد مکی زاهدان از کشته شدن چهار نفر از شهروندان» را هم در تفتان خبر ببینید.



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 



پاسخ دكتر عصام العماد به برخي شبهات


در آستانه ايام فاطميه و سالروز شهادت حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا(س)، دكتر عصام العماد، محقق و استاد حوزه و دانشگاه، در جمع طلاب و روحانيان استان سيستان و بلوچستان، به برخى شبهات و جوسازى‌هايى كه پس از مصاحبه ايشان با برنامه تلويزيونى «ماه عسل» در رمضان سال گذشته، شده بود، پاسخ گفت.

در آستانه ايام فاطميه و سالروز شهادت حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا(س)، دكتر عصام العماد، محقق و استاد حوزه و دانشگاه، در جمع طلاب و روحانيان استان سيستان و بلوچستان، به برخى شبهات و جوسازى‌هايى كه پس از مصاحبه ايشان با برنامه تلويزيونى «ماه عسل» در رمضان سال گذشته، شده بود، پاسخ گفت.
متن اين پرسش و پاسخ كه در پايان سخنرانى ايشان با عنوان «نقش بانوى بزرگ اسلام در هدايت به مكتب اهل بيت(ع)» صورت گرفت، به شرح ذيل است:

سؤال: جناب آقاى دكتر، بعد از اين‌ كه در برنامه «ماه عسل» صحبت كرديد، امام جمعه اهل سنت زاهدان مدعى شد كه شخصيت دكتر عصام العباد يك شخصيت ساختگى است و وجود خارجى ندارد. شخصيتى كه نه سنى بوده و نه وهابى، و الآن هم شيعه نيست و اصلاً چنين شخصيتى وجود ندارد! شما چه پاسخى داريد؟

دكتر عصام: من در ابتدا به چند مسأله اشاره كنم:
اولاً: وهابى بودن افتخار نيست و من افتخار نمى‌كنم كه وهابى بودم. آيا افتخار كنم كه تكفيرى بودم؟ آيا افتخار كنم كه در مذهبى بوده‌ام كه در طى دويست سالى كه به وجود آمده، ميليون‌ها مسلمان را كشته است؟! اين افتخار است؟ افتخار كنم كه قبل از شيعه شدن، مذهبى داشته‌ام كه مسلمانان سنى را در خود عربستان قتل‌عام كرده است؟! به مذهبى افتخار كنم كه شافعى‌ها، مالكى‌ها و حنبلى‌ها را نابوده كرده است؟ به چه افتخار كنم؟ به نسبت با شيخ محمد بن عبدالوهاب افتخار كنم؟ اين چه افتخارى است؟ اگر ادعا مى‌كنم كه وهابى بودم، فقط نمى‌خواستم دروغ بگويم. چون اگر مى‌گفتم مذهب ديگرى داشتم، از من مى‌پرسيدند: اساتيد شما چه كسانى بوده‌اند؟ من مى‌خواستم راست بگويم.
اگر از من بپرسند: شما كه وهابى بوديد، اساتيدتان چه كسانى بوده‌اند؟ مى‌گويم: شيخ بن‌باز(مفتى اعظم عربستان)، شيخ احمد سلامه(وهابى بزرگ در يمن)، شيخ محمد اسماعيل عمرانى، دكتر عبدالوهاب ديلمى و... مى‌گويم: وقتى وهابى بودم خودم كتابى با عنوان «همبستگى شيعيان و على اللهى‌‌ها» نوشته‌ام. اين افتخار نيست، وهابيت، مذهبى افتخارى نيست؛ ولى من مى‌خواستم واقعيت را بگويم، براى اين كه شكر نعمت كنم.
من يك روز عليه امام على(ع) مى‌گفتم كه امام على يك مغرور و شخصى خودپرست بود! آيا اين افتخار است؟ افتخار است كه در مذهبى بودم كه پايان‌نامه‌هاى متعدّدى عليه امام على نوشته‌اند؟! من فقط خواستم واقعيت را بگويم كه شكر نعمت كرده باشم، كه اگر نگويم مثل اين است كه خداوند به من هديه‌اى تقديم كرده و من ردّش كنم و بگويم: من قبول نمى‌كنم. بايد واقعيت را بگويم و خاضع و شاكر خداوند باشم كه از مذهبى كه دشمن اهل بيت(ع) بود نجات پيدا كردم و نجاتم از سوي خداوند بود.
اين خيلى عجيب است، در مورد اكثر افراد آمدند همين را مطرح كردند(نه فقط در مورد من)، آمدند گفتند: آقاى انطاكى سنى نبود، در حالى كه مفتى اعظم سوريه بود. گفتند: آقاى تيجانى سنى نبود! اصلاً فرض كنيد من وهابى نبودم. من چند كتاب نوشته‌ام، با رهبر بزرگ وهابيت، عثمان الخميس، مناظره داشتم. ببينيد حرف من، منهاى گرايش و مذهب قبلى‌ام، چيست؟
من علت گرايش از وهابيت به مذهب تشيع را مطرح كرده‌ام، اين مسائل را بررسى كنيد؛ چند ميليون نفر شيعه شدند، نه فقط يك نفر. من تنها نيستم، هزاران نفر از وهابي ها، در داخل عربستان سعودى، در رياض، چند نفر از خانواده آل سعود، حتى از خانواده شيخ محمد [بن عبدالوهاب] شيعه شده‌اند. اين پديده‌اى جهانى است.
فرض كنيد اثبات كرديد كه اين يك نفر سنى نبوده، در مورد ميليون‌ها نفر كه شيعه شده‌اند چه مى‌گوييد؟
من ديدم كه هيچ حرف مستندى گفته نشد. رهبر بزرگ وهابي ها در يمن، عموى من است. الآن زمان انقلاب رسانه‌اى است، مى‌توانيد زنگ بزنيد و بپرسيد. تشكل وهابى‌ها در مجلس يمن شصت نفر هستند و رييس اين تجمع و تشكل در مجلس، «عبدالرحمان العماد»، رهبر بزرگ وهابى‌ها، امام جمعه و بنيانگذار صدها مدرسه وهابى در يمن، عموى من است، برادر پدرم.
خانواده من هم سرشناس هستند، مى‌توانيد زنگ بزنيد به عمويم، مى‌توانيد زنگ بزنيد به عربستان به دانشگاه محمد سعود، الآن زمان رسانه است، مى‌توانيد به اساتيدم مراجعه كنيد، به استاد عمرانى از بزرگان وهابيت، من پنج سال پيش او كتاب‌هاى درجه اول وهابيت را خوانده‌ام و بعد هم در مسجد جامع، كتاب توحيد شيخ محمد بن عبدالوهاب را تدريس كرده‌ام. مى‌توانيد بپرسيد. 


سؤال: آقاى دكتر، شما چرا بعد از اظهارات توهين‌آميز آقاى مولوى عبدالحميد سكوت كرديد و در جواب ايشان چيزى نگفتيد؟

دكتر عصام: حرفشان را كه شنيدم، ديدم حرف مستندى نبود. اگر واقعاً ايشان مى‌آمدند بر اساس مستندات و استدلال هاي برهانى و علمى حرفى مى‌زدند و حتى مدركى علمى از يك سايت يا از يك دانشگاه ارائه مى‌كردند، بله. از طرفى براى من اصلاً مهم نيست كه بگويند وهابى بوده‌ام يا وهابى نبوده‌ام. اما واقعاً اين براى من مهم است كه هدايت شدم. برايم مهم نيست كه بگويند وهابى بود، شافعى بود، مسيحى بود. من الحمدالله به مكتب اهل بيت(عليهم‌السلام) هدايت شدم و اين براى من مهم است.
از طرفى ديگر، ايشان متأسفانه حرف عالمانه‌اى در اين صحبت، مطرح نكرده است. شما قبل از اين كه بگوييد: «من از يك نفر شنيدم كه فلانى وهابى نبوده»، تحقيق مى‌كرديد. من مسلمان هستم شما هم مسلمان هستيد، من كسى هستم كه مثل شما بودم و بعداً شيعه شدم. در آيين شما بودم و يك روز همين اعتقادات و تفكّرات شما را داشتم؛ ولى بعداً هدايت شدم. واقعاً در يك روز با هم و هم‌فكر بوديم. حرف عالمانه‌اى‌ نيست كه بگويد: «يك شخصى در شبكه سوم آمده كه بازيگر و هنرپيشه هست!» يعنى چه اين حرف؟ من از عربستان سعودى بلند شده‌ام آمده‌ام اين جا بازيگرى كنم؟!
من قبل از اين كه وارد شبكه سوم بشوم، چند كتاب نوشته‌ام. كلّ زندگى و جزئيات زندگى‌ام و علل گرايش به تشيع‌ام را در كتاب «الزلزال» نوشته‌ام كه مناظره‌اى است با رهبر وهابيت كه ايشان عالم‌تر از مولوى عبدالحميد است. با ايشان مناظره‌اى يك‌ساله داشتم، حرف‌هاى عالمانه زده، نه مثل حرف‌هاى مولوى عبدالحميد. در اين يك سال كه با ايشان مناظره داشتم، من به او كه رهبر بزرگ وهابيت در جهان است، صد بار گفتم كه من وهابى بودم. هيچ وقت نگفت كه شما وهابى نبوده‌ايد، بلكه گفت: «مى‌دانم» و اقرار كرد. او اصلاً مرا زير سؤال نبرد؛ بلكه قبل از مناظره به شيعيان گفت كه: «من به شما سفارش مى‌كنم كه يك نفر را براى مناظره انتخاب كنيد كه اصالتاً شيعه باشد، شايد اين شخص هنوز گرايش به وهابيت داشته باشد و حرفى بزند كه عليه شما باشد و بعداً شما پشيمان مى‌شويد!» اين سفارش شيخ عثمان در اول مناظره بود.
من مى‌گويم: ايشان(آقاى مولوى) بايد تحقيق كند، مناظره من را با شيخ عثمان ببيند، كتاب‌هايم را بخواند. من چند كتاب نوشته‌ام، سايت دارم، صدها مقاله نوشته‌ام، مى‌تواند به مقالاتم و به خودم مراجعه كند، زنگ بزند. نه اين كه بگويد: «اين يك هنرپيشه است و آمده با مجرى برنامه «ماه عسل» با هم توافق و يك فيلم درست كرده‌اند!»
اولاً خدا مى‌داند برنامه اتفاقى بود، من هرگز خبر نداشتم برنامه چى هست. مجرى از من پرسيد: شما قبلاً كتاب عليه امام على نوشته‌ايد؟ گفتم: بله، من كتاب نوشته‌ام؛ چون من وهابى بوده‌ام.
مسأله‌ ديگرى كه آقاى مولوى گفته و غير علمى است، اين بود كه از قول من گفتند كه «اهل تسنن ضدّ امام على هستند.» من گفتم: وهابى بودم و نگفتم سنى بودم.
مسأله‌ ديگرى كه ايشان گفت، اين است كه «هيچ كدام از اهل تسنن ناصبى نبوده‌اند.» من نگفتم: اهل تسنن هم ناصبى هستند. ببينيد حرفشان حرف منطقى نيست.
خود امام ابن تيمه، شيخ‌الاسلام ابن تيمه، كه الگوى بزرگ مولوى است، ايشان گفته: «وقع بعض المتسنّنة في النصب» ابن تيمه گفت: برخى از سنى‌ها ناصبى شدند. يكى از شيوخ بزرگ عربستان كتابى نوشته با عنوان «النواصب فى القرون الثلاثه»، (ناصبى‌ها از اهل تسنن در سه قرن) اين كتاب در عربستان چاپ شده است.
من مى‌گويم: برخى سنى‌ها ناصبى شده‌اند، نه اين كه خداى ناكرده بگويم: همه سنى‌ها ناصبى هستند.
وقتى شما مى‌گوييد: على‌اللهى‌ها هنوز هستند و عدّه‌اى در سوريه هم زندگى مى‌كنند، پس چرا قبول نمى‌كنيد كه ناصبى هم هست. وقتى من خودم كتاب عليه امام على(ع) نوشتم و دكتر«اكرم العُمرى» از متفكران بزرگ عربستان و از شخصيت‌هاى بزرگ در جهان اهل تسنن و در جهان وهابيت، پايان‌نامه خودش را در مورد زير سؤال بردن خلافت امام على(ع) مى‌نويسد و مى‌گويد: «امام على خليفه چهارم نبوده و خلافت از خليفه سوم به معاويه رسيده و خلافت على، خلافت شرعى نبود.» وقتى شيخ محبّ‌الدين الخطيب از بزرگان مصر عليه امام على(ع) كتاب مى‌نويسد؛ وقتى ابن عربى مالكى مذهب [1] «العواصم من القواصم» را مى‌نويسد و به امام حسين(ع) توهين مى‌كند؛ وقتى «شيخ خضر» مفتى و شيخ الازهر مصر كتاب «تاريخ دولت اموى» را نوشته و عليه امام حسن(ع) مقاله مى‌نويسد؛ وقتى مى‌گوييد افرادى از على‌اللهى‌ها در نُصَيريه سوريه هستند، نه شيعيان جعفرى؛ پس باور كنيد ناصبى هم هست.
خود عسقلانى گفت: «ما در اهل تسنن ناصبى داريم.» خود بزرگان و ائمه اهل تسنن گفته‌اند. من نمى‌گويم و ادعا نمى‌كنم كه همه علماى اهل تسنن ناصبى هستند؛ ولى مى‌گويم در درون جامعه اهل تسنن يك عدّه ناصبى هستند و من ثابت مى‌كنم، كتاب‌هايشان هست و در سايت‌ها هم وجود دارد. الآن كسى نمى‌تواند دروغ بگويد. شما به سايت‌ها مراجعه كنيد و اين مسائل براى شما روشن خواهد شد.

سؤال: پس از بياناتى كه در مورد وهابيت داشتيد، ما شاهد موضع‌گيرى سخت آقاى مولوى عبدالحميد در مورد سخنان حضرت‌عالى بوديم. علت اصل اين هتّاكى و توهين‌هاى غيرعالمانه را در چه مى‌دانيد؟

دكتر عصام: ببينيد، كسى كه عالم است، هيچ گاه كار ندارد كه يك نفر از يمن يا از عربستان بلند مى‌شود به نام «عصام العماد» و يك چيزى مى‌گويد. شما بايد حرف مرا در شبكه سوم نقد كنيد. كارى به شخص من نداشته باشيد. آنچه كه من در شبكه سوم گفتم، با استدلال، با روايات و با قرآن گفتم. اگر ايشان روش‌شان، روش عالمانه‌اي بود، بايد حرفى را كه گفته‌‌ام، نقد كند و نه شخص گوينده را.
هميشه در روش علما، در روش خود علماى اهل تسنن، خود فخرالدين رازى و امام زمخشرى اين است كه مى‌گويند: «شما كارى به شخصى كه حرف زده نداشته باشيد، حرف و گفته او را بررسى كنيد، قائل و گوينده را نبايد بررسى كنيد.» من در اين برنامه يك ساعت با استدلال و برهان حرف زدم و [از جمله] ثابت كردم در وهابيت ناصبى هست، دشمن امام على(ع) هست، كتاب معرفى كردم، سايت معرفى كردم، احاديث آوردم. ايشان به جاى اين كه حرفم را نقد كند، آمده و گفته: «عصام العماد اصلاً سنى نبوده!» فرض كنيد سنى نبودم؛ اما حرفى كه در شبكه سوم مطرح كردم مستند و علمى بود و حاضرم براى هر يك كلمه آن، صد دليل بياورم.




+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


ابووائل نقل مي كند :

روزي همراه عمر بن خطاب بودم ،عمر برگشت ترسناك به عقب نگاه كرد .

گفتم:چرا ترسيدي؟

گفت:
واي بر تو !مگر شير درنده ،انسان بخشنده،شكافنده ي صقوف و كوبنده ي طغيان گران و ستم پيشگان را نميبيني؟

گفتم:
او علي بن ابي طالب است.

گفت:
شما او را به خوبي نشناخته اي !نزديك بيا تا از شجاعت و قهرماني او برايت بگويم. نزديك رفتم گفت:
در جنگ احد با پيامبر پيمان بستيم كه فرار نكنيم و هر كس از ما فرار كند او گمراه است و هر كدام ا ما كشته شود او شهيد است و پيامبر ص سرپرست اوست.

هنگامي كه آتش جنگ شعله ور شد هر دو لشكر به يكديگر حمله كردند ناگهان!
صد فرمانده دلاور كه هركدام صدنفر جنگجو در اختيار داشت دسته دسته به ما حمله كردند به طوري كه توان از ما گرفته شد و از ميدان جنگ فرار كرديم.

در ميدان تنها علي ايستاد ناگاه علي را ديدم كه مانند شير پنجه افكن راه را بر ما بست مقداري ماسه از زمين برداشت و برصورت ما زد چشمان ما همه از ماسه صدمه ديد خشمگينانه فرياد زد : زشت و سياه باد روي شما به كجا فرار مي كنيد؟ايا به سوي جهنم مي گريزيد ؟

ما به ميدان جنگ برنگشتيم.بار ديگر به ما حمله كرد و اينبار دستش شمشيري بود كه از آن خون ميچكيد فرياد زد!
شما بيعت كرديد و بيعت را شكستيد سوگند بخدا سزاوارتر از كافران به كشته شدن هستيد.

همواره آن وحشتي كه آن روز از هيبت علي دارم بر دلم نشسته هرگز فراموش نكرده ام.

----------------------------------
واين بود شجاعت خليفه ي دوم اهل سنت كه به او مينازند .لعنت الله عليه

در صحيح بخاري و ده ها كتاب ديگر اهل سنت آمده است:

عمر در هيچ يك از جنگها حتي خون يك كافر را بر زمين نريخته است

 و همواره جزو فراريان سپاه پيامبر صلوات الله عليه بوده است
.



بر دل ياقوت با خط طلا بنوشته اند

شيعيان حاجي شدند چون دور حيدر گشته اند


هر كه با حيدر نباشد مطمئنا كافر است

اهل سنت دور كعبه از ازل ول گشته اند



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 



محققان در حال گشت زنی در جنگل های آمازون با یک نمونه جدید برخورد کرده و موفق به کشف قبیله ای جدید شدند.
پس از تحقيقات و بررسي هاي انجام شده مشخص گرديد اين قبيله همه سني بوده و عكس مولانا عبدالحميد را بر ديوار خانه هاي خود دارند.

آنها اظهار داشتند زماني بود پدران و اجداد مولانا در بين ما زندگي ميكردند اما در سالهاي اواخر عمر پدرش مولانا از اين منطقه گريخت و به شهر پناه برد.
آنها با نوشتن نامه اي به سازمان عفو بين الملل خواستار برگرداندن عبدالحميد به قبيله اش شدند.





انسان های این قبیله با دیدن هواپیما و بالگرد که در حال عکسبرداری از ان ها بود به طرف ان های سنگ و نیزه پرتاب كردند كه با دادن مقداري مواد مخدر و پول توانستند آنها را كنترل كنند.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


وبلاگ جنبش غير مردمي تروريستها در استان هك شد

http://www.blogfa.com/specialimages/filter-logo.gif

به گزارش خبرنگار ما از زاهدان

در مقابل هك كردن وبلاگهايي چون پهره و وبلاگ جانثاران حضرت رقيه (س) جوانان شيعه دست به كار شده اند تا
از اين پس با بستن اينگونه سايتها و وبلاگها از شايعه پراكني هاي اين اقوام پست و وهابي صفت در شهر و استان خودداري كنند

انشاالله در روزهاي آتي شاهد فيلتر شدن تعدادي ديگر از اين وبلاگها نيز خواهيم بود


+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


پاكستان در اقدامي ديگر به نشانه افزايش تنش‌ها با آمريكا، تهديد كرد كه شش نفر از اعضاي گروه نظامي جندالله را كه ايران ادعا مي‌كند جاسوس سيا هستند، به ايران بازخواهد گرداند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناك» به نقل از «اي.بي.سي‌نيوز»، گروه جندالله كه در استان بلوچستان و در هر دو مرز ايران و پاكستان فعاليت مي‌كند، تاكنون چندين اقدام خشن عليه نظاميان و تجهيزات نظامي ايران در داخل اين كشور انجام داده است.

اين در حالي است كه «سيا»، داشتن هرگونه رابطه با اين گروه را رد كرده، اما مقامات آمريكايي به شبكه «اي.‌بي.سي» اعلام كردند: افسران اطلاعاتي آمريكا، ديدارهاي متناوبي با رهبران جندالله براي دادن مشاوره به آنان دارند و اعضاي كنوني و سابق اطلاعاتي آمريكا نيز در تلاشند از بازگرداندن اين افراد به ايران جلوگيري كنند.

بنا بر اين گزارش، هفته گذشته، شش نفر از اعضاي جندالله زير نظر مقامات پاكستاني قرار گرفتند و خبرگزاري مهر ايران گزارش داده بود، به زودي به ايران مسترد خواهند شد. مقامات آگاه نيز اعلام كرده‌اند: «عبدالمالك ريگي»، رهبر اين گروه در ميان اعضاي بازداشت شده است.

همچنين مقامات اطلاعاتي آمريكا اعلام كردند: از وضعيت اعضاي جندالله آگاهند و مي‌خواهند مانع استرداد آنان به ايران شوند. اين مقامات افزودند: اين گروه، علاوه بر موفقيت در ايجاد اغتشاش در ايران، در شناسايي و رديابي مهره‌هاي القاعده كه قصد دارند از بلوچستان وارد ايران شوند، مؤثر بوده‌اند.

در همين هفته، مقامات ايراني مدعي شدند كه آمريكا در بمب‌گذاري 12 آوريل در مسجد شيراز كه باعث كشته شدن چهارده نفر شد، دست داشته‌اند.
كارشناسان دستگيري شش عضو جندالله توسط پاكستان را نشانه ديگري از تلاش دولت پاكستان براي جدا كردن خود از آمريكا مي‌دانند.

در هفته‌هاي اخير، پاكستان گا‌م‌هاي ديگري در اين باره نيز برداشته كه از آن جمله، موافقت‌نامه بين دولت پاكستان و رهبران قبيله‌هاي نظامي در دره «سوات» بوده است كه گفته مي‌شود چندين رهبر القاعده در اين منطقه پنهان شده‌اند.

مقامات آمريكايي مدعي‌اند كه پاكستان به طور مؤثري، قصد ناكامي تلاش‌هاي آمريكا عليه القاعده را دارد.
---------------------------------------

اما در جواب يكي از خوانندگان كه سوال كردند:
چرا اهل تسنن حضرت علی ( ع ) و فرزندانش را به شهادت رساندند ؟

انچه از ظاهر وباطن امر مشخص است اين بوده است كه حضرت اميرالمومنين عليه السلام تنها يار وياور راستين حضرت رسول صلوات الله در تمام در گيريها و ماجراهاي بعد از مبعث بوده است و آن حضرت نيز از علي عليه السلام به عنوان برادر خود نيز نام برده اند.
در كتابهايي از اهل سنت ميتوان مشاهده كرد تلاشهاي اين مذهب ناحق و باطل را براي اينكه از محبت پيامبر نسبت به خود سخناني بگويند اما آنچه تاكنون شاهد آن بوديم تلاشهاي بي نتيجه ي آنها بوده است
براي مثال ميتوان به اين مورد اشاره كرد كه در كتابي از اهل سنت ميگويند:
ابوبكر يكي از ياران نزديك پيامبر بود كه پيامبر او را با خود در هنگام دريافت وحي از جانب خدا به غار ميبرد.
ولي خود حضرت اين امر را در فرمايشي تكذيب كردند و فرمودند كه او براي اينكه وجهه من را در نزد مردم خراب كند مي امد بدنبال من تا با بدست آوردن مدركي بر مردم ثابت كند كه من سحر ميكنم و جادوگر هستم.

حال از مخالفت اهل سنت با حضرت امير بايد گفت در جنگ خيبر شاهد ان بوديم كه پيامبر ابتدا اين 2 مدعي(ابوبكر-عمر) را به ترتيب فرستاد تا قلعه را فتح كنند اما هر دو با ناكامي و ترس از كشته شدن بازگشتند و پيامبر صلوات الله آن روز در سخنراني خود فرمودند من فردا پرچم اسلام را به دست كسي ميدهم كه پيروز خواهد شد . سپس حضرت علي عليه السلام يگانه و تنها پيش رفت و آن قلعه را فتح كرد
اينها همگي نشانه ها واسنادي از محبت پيامبر به ان حضرت بوده و هست و اينست دليل بطلان خلافت آن 3 ملعون و اين است دليل مخالفت آنها با حضرت امير
در حالي كه عمر بيش از 100 بار در سخنانش به اين امر اعتراف كرده است:
 لولا علي لهلك عمر (اگر علي نبود عمر هلاك مي شد)


+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 


با خبر شدم كه مولوي احمق زهي در اين جمعه سخناني را راجع به شخصيت حضرت فاطمه (س)و حضرت اميرالمومنين(ع) نقل كرده كه در اين سخنان مقام آن حضرت را كوچك شمرده است
قسمتي از مطالب:

مولوي عبدالمجيد اسماعيل زهي (شه بخش) برادر خانم مولوي عبدالحميد ،یکی از وهابیون تندرو مسجد مکی زاهدان طي سخناني درخصوص شهادت حضرت زهرا (س) اظهار داشت:

پيامبر اکرم چهار دختر داشتند به نام هاي زينب، رقيه، ام کلثوم و فاطمه که به ترتيب زينب را به خواهر زاده خديجه (ابوالعاص) و رقيه و ام کلثوم را به حضرت عثمان و فاطمه را به علي که يک فقير به تمام معنا بود داد.
اين صحبتهايي که در مورد شهادت حضرت زهرا (س) مطرح است دروغ محض و هدف آنها تخريب ابوبکر و عمر نيست، بلکه مي خواهند شخصيت علي را تخريب کنند، علي که شيرخدا و اسدالله الغالب بود و درب خيبر را به يک دست بلند کرد چگونه حاضر مي شود ببيند فاطمه را جلوي چشمش مضروب کنند و بعد دخترش را هم به عقد ضارب عمر دربياورد، يا اينکه مي گويد قبر فاطمه نامشخص است مگر قبر حضرت عايشه و سه دختر ديگر پيامبر مشخص است، تازه بين اينها، قبر فاطمه حدودش معلوم است، مي گويند فاطمه را شبانه دفن کرده اند، خوب اين بخاطر وصيت حضرت فاطمه به اسماء بنت عميس خانم حضرت ابوبکر بود که نمي خواست اندازه جسدش را نامحرم ببيند، علت مرگ و وفات زهرا غصه از دست دادن پيامبر بود، بطوريکه حضرت فاطمه چون خيلي وابسته بود به رسول خدا، همان روز وفات بايد مي مرد اما چند ماه دوام آورد و به گفته صحابه و راويان هر روز در غم پيامبر ذوب مي شد تا اينکه وفات نمود.

حال در مقابل يك ماجرا بعد از اتفاقات:

اهل سنت خود قبول دارند كه پيامبر صلوات الله فرمودند هركه فاطمه را برنجاند مرا رنجانده و هر كه مرا برنجاند خداوند را رنجانده است.

بعد از ماجراهايي كه در مدينه پيش آمد و بي احترامي هاي زيادي كه صورت گرفت .عمر (لعنت الله عليه) به نزد حضرت فاطمه سلام الله عليها آمد و از او نسبت به اتفاقات گذشته عذر خواهي كرد/

حضرت در جواب او فرمود:

آيا قبول داري سخن پدرم را كه فرمود هر كس فاطمه را برنجاند خدا را رنجانده و واي بر كسي كه فاطمه از او ناراضي باشد؟؟

عمر گفت:
بلي

حضرت فرمودند :
خداوندا همانا تو شاهد باش من از اين افراد ناراضي هستم و آنها نسبت به ما بي احترامي كردند.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
پس مشخص ميشود كه اين گ ونه افراد پست در قيامت نيز به بدترين مجازاتها گرفتار ميشوند و واي بر كساني كه امامت علي عليه السلام را انكار ميكنند در صورتي كه ميدانند او امام بر مردم بود.

لعنت الله علي القوم الظالمين


+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 

Template Designer : Green Apple