مـهـرورزی ودوستی با مردم نصف عقل است امام موسی کاظم(ع)
درباره
بسم رب علی(ع) این عکس شهید محسن ذوالفقاری نمادی از فروتنی وایمان است که در حادثه ی تاسوکی به دست بی دینان وکافران خفاش صفت به شهادت رسید ،او همیشه عاشق شهادت بود وبالاخره جام گوارای ان را نوشید .خوشا به سعادتش... این وبلاگ مطابق با شعار رئیس جمهور محترم جناب دکتر احمدی نژاد به منظوری ایجاد فضایی از مهر ومحبت و اتحاد در ایران اسلامی عزیز وهمچنین افشا کردن برخی از دروغ پردازیها وحیله های افرادمنافق بخصوص انتقام خون ریخته شده ی دوستانم از جمله شهید محسن ذوالفقاری ایجاد شده است.
اما به کوری چشمشان میگویم :ما عاشق شهادتیم واز ان باکی نداریم
منم با یاد تو تنهای تنها تویی در خاطرم مهتاب شبها منم با سرنوشت لاله هایم منم جامانده با این ناله هایم منم با ارزوهای مجازی تویی با لحظه های عشق بازی منم با بالهای کاغذینه تویی زائر به بانوی مدینه منم با خاطراتی یادگاری تویی با کهکشانی بردباری منم با این غبار سرشکسته تویی با یک تن در خون نشسته منم با نردبانی رو به پایین تو را ان خون پاکت کرده اذین منم با یک سبد امید فردا تویی محسن به جنت نزد زهرا منم با افتابی سرد وبیروح تویی با قامتی چون کوه نستوه منم با گریه های بیقراری منم با یاد محسن ذوالفقاری چگونه با غمت محسن بسازم کجایی که من اینجا می گدازم غمت را گر بیارم بر زبانم بسوزد از غم تو استخوانم تمام قصه ام با تو همین بود بگو رسم رفاقت اخر این بود تو رفتی ونشستی در مقامت ولی اخر بگیرم انتقامت خداوندا به حق نور زهرا شهادت ختم گردان اخرم را
اهل سنت در اصول از اشعري و در فروع به يكي از چهار مذهب حنفي،ماللكي،شافعي،حنبلي معتقد هستند.
در واقع مرجعيت علمي پس از اختلافات و كشمكش هاي مختلف از ميان صدها مجتهد روي چهار نفر استقرار يافت. مالك،ابوحنيفه،شافعي،احمد بن حنبل سپس اجتهاد را حرام اعلام كردند و به همگان دستور دادند از اين چهار نفر پيروي كنند.
اين قضيه بر مي گردد به سال 645 هجري يعني قرن هفتم هنگامي قدرت حاكم مصلحت خود را منحصر كردن اجتهاد بر اين چهار نفر ديد.
حال سوا ما اينجاست: * اشعري كه 67 سال بعد از رحلت پيامبر صلوات الله بدنيا آمده اصول عقايد خود را بر چه اساسي استوار كرده است؟؟؟؟
او كه خودش و پدرش و اجدادش پيامبر (ص) را نديدند چگونه مذهبي را پايه گذاري كردند؟؟
كدام آيه قرآن يا روايت گفته است كه بايد مردم از اشعري پيروي كنند؟؟
مردم تا سال 270 هجري قمري از چه كسي پيروي مي كردند؟؟ آيا آنها كه به پيامبر نزديك تر بودند و از اشعري تبعيت نمي كردند كار صحيحي انجام مي دادند يا مردم زمانهاي ديگر؟؟ ابوحنيفه متولد سال 80 ، مالك متولد سال95 ،شافعي متولد سال 150 و احمدبن حنبل متولد سال 164 هجري قمري فقه خود را از چه كسي گرفته اند؟؟ آيا آنان جزو صحبه يا تابعين بودند ؟؟يا اصلا تابعين تابعين را ديده اند؟؟
اگر نديده اند پس بر چه اساسي بايد از آنها پيروي كرد؟؟ چه دليلي بر پيروي از آنها وجود دارد؟؟
اهل سنت تا قرن هفتم كه مرجعيت فقهي نبود از چه شخص يا اشخاصي تبعيت مي كردند؟؟ آيا آنان راه راست را مي رفتند يا مردمي كه الان پيرو اين چهار مذهب هستند؟؟
مسلمانان در قرن ها سه گانه يعني اول و دوم و سوم به كداميك از اين چهار مذهب معتقد بودند؟؟ كداميك از صحابه و يا تابعين پيرو اشعري و يا ابوحنيفه و مالكي و شافعي بودند؟؟؟
چطور ممكن است وجود چهار مذهب با اجتماع و اتحاد مسلمانان موافق باشد اما همين كه به پنج برسد اين اجتماع به هم بخورد؟؟
آيا اتحاد به اين است كه يك مذهب به چهار مذهب تبديل شود؟؟
رسول خدا در حديثي كه شيعه و سني نقل كرده اند فرمودند:(امت موسي پس از او به هفتاد و امت عيسي پس از او به هفتاد و دو فرقه تقسيم شدند و پس از من امتم به هفتاد و سه فرقه تقسيم مي شوند كه تنها يك فرقه از آنها اهل نجات خواهند بود چنانكه از فرقه هاي امت موسي و عيسي نيز تنها يك فرقه اهل نجات بود)
حال سوال اينجاست:
كداميك از اين مذاهب چهار گانه اهل نجات هستند؟؟؟؟
چرا اهل سنت مي گويد به هر يك از اين چهار مذهب كه گرويدي اهل نجات خواهي بود؟؟؟؟
مگر اسلامي كه دارند غير از اسلام رسول اكرم صلوات الله بوده است؟؟؟؟؟؟
-------------------------------------------------------------------------------- با استناد به كتابهايي چون: مسند احمد بن حنبل 87/5و398 فردوس الخبار ديلمي 360/2