تبليغاتX
مـهـرورزی
مـهـرورزی ودوستی با مردم نصف عقل است امام موسی کاظم(ع)

وهابيت در خدمت چه كساني است؟

آيا وهابيان هرگز نسبت به مصالح جامعۀ عظيم مسلمانان فكر كرده‌اند؟

آيا هيچ وقت در انديشۀ جلوگيري از منافع استعماري در كشورهاي اسلامي بوده‌اند؟

آيا اشغال غرب سرزمينهاي اسلامي موجب سرگرمي وهابيان شده است؟

وهابيها در برابر نفوذ صليبيها و صهيونيستها در كشورهاي اسلامي چه عكس العملي نشان داده‌اند؟

در مقابل طرفداري از غرب و درهاي باز بر روي غربيها و تسلط ايشان بر ثروتهاي مسلمين و بر سروري و بزرگواريشان چه موضعي گرفته‌اند؟

اين امر بر هيچ كس پوشيده نيست و هر مسلماني كه چشم خود را بگشايد مي‌فهمد كه وهابيان نخستين خدمتگزاران استعمار غربي در كشورهاي اسلامي هستند.

تنها اين نيست بلكه اگر به آثار باقي ماندۀ محمدبن عبدالوهاب و رهبران نخستين بعد از وي بنگري هيچ اثري براي آبادي زمين و برپايي عدالت و دادرسي مظلوم و مبارزۀ با فقر و جهل از آنها نمي‌بيني.

حتي اثري براي بهتر كردن وضع زندگي و ايجاد پيشرفت علمي و اقتصادي و اجتماعي ديده نمي‌شود و اثري از صلح و آرامش به چشم نمي‌خورد، بلكه، جز تكفير مسلمانان و مشرك شمردن آنان و واجب دانستن قتل آنها و اباحۀ خون و اموالشان چيز ديگري نمي‌بيني!!

تنها چيزي كه حساسيت آنها را به خود جلب مي‌كند، صورت قبر و مسجد و شخصي است كه بگويد: اي پيامبر رحمت مرا در نزد خدا شفاعت كن!!

كار وهابيان فقط همين است و غير از اين نيست و همين يگانه تصميمي است كه زير پوشش آن قرار گرفته‌اند، خون مسلمانان را مي‌ريزند، محرمات را مباح مي‌شمرند و يكي پس از ديگري آشوب به پا مي‌كنند و هيچ باكشان نيست كه سرزمين‌هاي مسلمين هدف دشمنان مشرك و كفّار و مسيحيان صليبي و يهوديان صهيونيست واقع شود.

آيا چنان كه زيارت صحابه از قبر حمزه سيّدالشهدا فرزند عبدالمطلب و نماز خواندن آنها در اين مكان، وهّابيان را ناراحت مي‌كند، به همان مقدار آنچه بر بيت المقدّس و مسلمانان افغانستان و عراق و لبنان گذشته در آنها تأثير مي‌گذارد؟

يا چنان كه وجود قبر ريحانۀ رسول خدا، حسين بن علي عليه السلام كه صحابه و تابعان حتي در زمان احمد حنبل چنان كه نقل آن از ابن تيميّه گذشت، براي زيارتش مسافتها طي مي‌كردند، خشم آنها را تحريك مي‌كند، تسلّط آمريكا بر منابع نفتي در سرزمينهاي اسلامي ما، آنها را خشمگين مي‌سازد؟

اي كاش اين امور يا حداقل برخي از اين امور را در آنها مي‌ديديم...

مايۀ تأسف است كه اين همه وقت و زحمت و تلاش و مال و ثروت و نيروهاي فكري، در پرداختن به كارهاي غير قابل توجه و سخنان بي ارزشي صرف مي‌شود كه جز مردم نادان و فرومايه و بي‌فايده، كسي به آنها نمي‌پردازد.

آنچه وهابيان را بر آن داشته است كه اين چنين در اين مطالب دقت به خرج دهند، اموري است كه نمونه‌هاي كامل آنها در زير بيان مي‌شود:

يكي از آنها، كم انديشي و تنگ نظري است. وهابيان غير از اين سخني بلد نيستند و فكري غير از اين در اذهانشان پيدا نمي‌شود.

امر ديگر؛ ناتواني از درك مفهوم زندگي و پيشرفت با زمان است كه به طور كلّي از توجه به تعالي و ترقي مناسب نسبت به مسائل ديني و علمي و اجتماعي در اين عصر جديد عجز دارند. به اين دليل بر همان حرفهاي كهنه و پوسيده تكيه مي‌كنند و در بزرگ داشتن و قداست دادن به آن، زياده وري مي‌كنند، تا از اين راه براي خود روزنه‌اي به منظور مشرف شدن، بر اين دنياي مترقي و پيشرفته پيدا كنند.

از جملۀ اين امور تنگ نظري و كينه توزي است كه نسبت به اين امت اسلامي دارند، خوبي را براي آنها نمي‌توانند به بينند و دلهايشان سرشار از بدخواهي نسبت به آنان است...

هر كس به ياوه گوييها و فريادهاي لرزان و پراكنده و دلبستگيهاي نابجا و سخنان تهمت انگيز وهابيان بينديشد، كم فكري و تنگ نظري و كينه توزي، دشمني و ناداني و نابخردي را به تمام معنا در اين گروه احساس مي‌كند.

ديگر از اين امور، دوستي صريح و آشكار آنان با دشمنان اسلام است، و اين مطلبي است كه نياز به استدلال ندارد و بر هيچ كس پوشيده نيست.

هيچ گروهي از مسلمانان آنچنان اعتقاد به دوستي با غربيها ندارند كه وهابيان با آنها دارند، براي آنها فوتني مي‌كنند و به آنان تقرب مي‌جويند و از كارهاي خائنانۀ ايشان دفاع مي‌كنند و اين عقيدۀ مستمّر وهابيه است كه هرگز راضي نمي‌شوند كه از آن دست بردارند.

وجود وهابيت در كشورهاي اسلامي، باعث رخنه‌اي است كه پيوسته دروازه‌ها را بر روي صهيونيزم و صليبيان ستمگر، باز مي‌كند كه هرگونه بخواهند در جهان اسلام نفوذ كنند، انسانها را بدنام، اموال را تاراج، بناها را ويران سازند و همه چيز را متصرف شوند و پيوسته بر نفوذ خود بيفزايند. آري وهابيان همه چيز را براي اين برادران خيانتكار خود، در هر جا آماده و برقرار مي‌سازند...

اينها همان عناصر پليدي هستند كه در گذشته زمينه را براي غربيها آماده كردند كه نطفۀ اسرائل از همه جا مانده را در قلب كشورهاي اسلامي بپاشند... و اينها همان كساني هستند كه در طول تاريخ تمام حكومتهاي مزدور غرب را تقويت كردند و به اين وسيله جلو جنبشهاي آزادي بخش سازش ناپذير را گرفتند....

اينها همان جرثومه‌هاي پليدي هستند كه امروز آماده‌اند تا جاي پاي چكمه پوشان غربي را در قلب جهان اسلام باز كنند... و رژيم غاصب صهيونيستي وامانده را چنان رسميتي دهند كه هيچ كس حتي انديشۀ براندازي آن را در مخيلۀ خود راه ندهد.

وهابيان ايادي منفوري هستند كه امروز كشورهاي غربي آنها را تقويت مي‌كنند تا جلو بيداري پيروزمندانۀ اسلام را بگيرند و از حكومتهاي مزدور و منافقشان پشتيباني مي‌كنند كه با سلاحهاي آهنين و آتش‌زا براي از بين بردن بيداري اسلامي تلاش كنند.

اين واقعيتي است كه وهابيان به آن تحقق بخشيده و امروز همچنان به آن پايبندند و براي آينده‌شان نيز همين اعتقاد را دارند!!

وهابيها از بيداري مسلمانان مي‌ترسند، چنان كه صهيونيستها از آن مي‌ترسند چرا كه سرنوشت اينها به پايان كار آنها گره خورده است.

شمّه‌اي از رواياتي كه دربارۀ زيارت و توسّل وارد شده است

زيارت(ديدار)

1-      پيامبر(ص) فرمود: «كسي كه پس از مرگ به زيارت [قبر] من بيايد گويي مرا در زندگانيم زيارت كرده است»[سنن الدّار قطني، ج2، ص278، ح193].

2-      پيامبر(ص) فرمود: «كسي كه براي ديدار من به مدينه آيد، من، روز قيامت گواه و شفيع او خواهم بود».[سنن ابو داوود، ج1، ص12، ابن ابي الدّنيا، چنان كه در كتاب وفاءالوفاء، ص 1345، نقل كرده است].

3-      پيامبر(ص) فرمود: «هركسي به منظور اجر الهي براي زيارت من به مدينه آيد روز قيامت در مجاورت من خواهد بود» [السنن الكبري / البيهقي، ج5، ص245].

4-      پيامبر(ص) فرمود: «هركس قبر مرا زيارت كند من از او شفاعت مي‌كنم». [سنن الدّار قطني، ج2، ص278، ح 194].

5-      از اصحاب شافعي نقل شده است: زائر پشت به قبله بأيستد در حالي كه صورتش به طرف ضريح مقدس باشد و اين، قول احمد حنبل است. [وفاء الوفاء، ص 1378].

6-      در كتاب (العلل و السؤالات) از عبدالله بن احمد حنبل، نقل شده است كه گفت: از پدرم پرسيدم: شخصي با دست ماليدن به منبر رسول خدا(ص) تبرك مي‌جويد و آن را مي‌بوسد و به اميد اجر و ثواب از خداوند، نسبت به قبر آن حضرت همين كار را انجام مي‌دهد..
گفت: اشكالي ندارد.[وفاء الوفاء ص 1404].

7-      محّب طبري مي‌گويد: بوسيدن و مسّ كردن قبر جايز است و عمل دانشمندان و بندگان صالح نيز بر اين است.[وفاء الوفاء ص 1406].

8-      حديث امام جعفر صادق از پدرانش كه درود خدا بر آنها باد چنين است: حضرت فاطمه(س) هر جمعه به زيارت قبر حمزه مي‌رفت [تفسير قرطبي، ج10، ص248].

توسّل

1-      دعاي پيامبر(ص): «خدايا تو را سوگند مي‌دهم به حقي كه سؤال كنندگان بر تو دارند كه...».[عمل اليوم و الليلة / ابن سنّي ص 82].

2-      ساوي حنبلي در كتاب(المستوعب) باب زيارت قبر پيامبر مي‌گويد: زائر نزد قبر مي‌آيد روبروي آن پشت به قبله و در طرف راست منبر بأيستد.
آنگاه راجع به كيفيت سلام و دعا گفته است: چنين بگويد:«اللهم انك قلت في كتابك لنبيك:( ولو أنهم اذظلمو انفسهم جاووك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول...) و اني قد اتيت نبيك مستغفراً فأسألك ان توجب لي المغفرة كما اوجبتها لمن اتاه في حياته. اللهم اني اتوجه اليك بنبيك»
خداوندا تو در كتابت به پيامبرت، فرموده‌اي(اگر امت وقتي كه به خود ستم كردند، پيش تو آيند و از خدا آمرزش بخواهند و پيامبر نيز براي آنها طلب آمرزش كنند.)[نساء/24] حال من براي طلب آمرزش نزد پيامبر تو آمده‌ام و از تو مي‌خواهم كه مرا مستوجب مغفرت خود سازي چنان كه هر كس در زندگي پيش او مي‌آمد وي را مشمول آمرزشت مي‌ساختي. خدايا من به وسيلۀ پيامبرت رو به تو آورده‌ام...

3-      در صحيفۀ سجاديه از امام علي بن الحسين عليه السلام روايت شده: «پروردگارا به حق محمد و آل محمد تو را سوگند مي‌دهم كه مرا از هرگونه اندوهي نجات ده».[دعاي شمارۀ/30].

4-      ابوعلي خلال، بزرگِ حنبليها گفته است: هر كار مهمي براي من پيش مي‌آمد، نزد قبر موسي بن جعفر عليه السلام حاضر و متوسل مي‌شدم و حاجت خود را مي‌گرفتم. [تاريخ بغداد، ج1، ص120].

5-      شافعي گفته است: من هر روز بر سرِ قبر ابوحنيفه مي‌روم و به آن وسيله تبّرك مي‌جويم و هرگاه حاجتي داشته‌ام، دو ركعت نماز خوانده و بر سر قبر او حاضر شده، آن جا حاجت خود را از خدا خواسته‌ام و بدون تعجب بر آورده شده است.[تاريخ بغداد، ج1، ص123، مناقب ابي حنيفه، تأليف خوارزمي، ج2، ص199].

6-      ابوبكر محمدبن مؤمّل گفت: روزي در خدمت پيشواي اهل حديث، ابوبكربن خزيمه و همتايش ابوعلي ثقفي با گروهي از بزرگانمان كه جمع زيادي بودند، به سوي قبر علي بن موسي‌الرضا عليه السلام در طوس رفتيم. ابن خزيمه را ديدم چنان در مقابل قبر و بقعۀ او تعظيم و تواضع و زاري مي‌كند كه همۀ ما را به حيرت واداشت.[تهذيب التهذيب، ج7، ص339، شرح حال علي بن نزاربن حيان اسدي].

7-      ابن تيميّه مي‌گويد: از احمد بن حنبل در كتاب(منسك المروزي) توسل به پيامبر(ص) و دعا، نزد(قبر) آن حضرت نقل شده است و نيز ابن تيميّه همين مطلب را از ابن ابي دنيا به طرق گوناگوني كه گواه بر صحت آن مي‌باشد، نقل كرده است.[التوسل و الوسيله از ابن تيميّه، ص 6-105].

آنچه گفته شد، اندكي گزيده از بسيار بود و گرنه در سيرۀ گذشتگان و سخنان آنها، راجع به اين موضوع، مطالبي نامحدود وجود دارد.

كتابهايي كه در ردّ بر گروه وهابيت نوشته شده است

بسياري از دانشمندان مذاهب گوناگون اسلام دربارۀ بدعت وهابيت به بحث و مذاكره پرداخته‌اند، و در ردّ بر آنها و تكذيب حجّتها و بطلان عقايد آنان و مخالفت آن، با كتاب و سنت و نيز با عقيدۀ مشهور گذشتگان و پيشوايان اجتهاد، كتابها و رساله‌هاي فراواني نوشته‌اند.

تعدادي از اين كتابها را مشاهده مي‌فرماييد:

1-      الأصول الاربعة في ترديد الوهّابيه، تأليف: خواجه سرهندي

2-      اظهارالعقوق ممن منع التوسل بالنبي والولي الصدوق، تأليف: شيخ مشرفي مالكي جزايري.

3-      الاقوال المرضية في الرّدّ علي الوهّابيه، تأليف: محمد عطاء الله

4-      الانتصار للاولياء الابرار، تأليف: شيخ طاهر سنبل حنفي

5-      الاوراق البغدادية في الحوادث النجديّه، تأليف: شيخ ابراهيم راوي

6-      البراهين الساطعه، شيخ سلامۀ عزّامي

7-      البصائر لمنكري التوسل، تأليف: شيخ حمدالله داجوي

8-      تاريخ آل سعود، تأليف: ناصر السعيد.

9-      تجريد سيف الجهاد لمدعي الاجتهاد، تأليف: شيخ عبدالله، پسر عبداللطيف شافعي.

10-   تحريض الاغبياء علي الإستغاثة بالأنبياء و الأولياء، تأليف: شيخ عبدالله، پسر ابراهيم،‌مير غيني.

11-   تهكم المقلدين بمن ادّعي تجديدالدين، تأليف: شيخ محقق، محمد، پسر عبدالرحمان حنبلي.

12-   التوسل بالنبي و بالصالحين، تأليف: ابو حامد مرزوق



+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسينعلي كيخا  | 

Template Designer : Green Apple